تاريخ زندگانى امام حسن(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ١١٧
حد بلوغ رسد از علم امامت برخوردار خواهد بود. «١» اينان در منبع علم او اختلاف داشتند. برخى از آنان گفتند آن حضرت علوم خود را از كتاب هاى پدرانش و اصول و فروعى كه در آنها نوشته شده مىگيرد. دسته اى ديگر گفتند او از پدرش دانش فرا نگرفته؛ زيرا زمانى كه او چهار سال و چند ماه داشت، پدرش به خراسان گسيل داده شد. بلى، هنگام بلوغ او خداوند وسائل و اسباب علم، مانند الهام، آگاهى قلبى، رؤياى صادقه و غير اينها را براى وى فراهم مى كند. و فرقه اى ديگر گفتند ممكن است از هر دو راه علم حاصل كند. «٢» برخى تصوّر مى كردند تا زمانى كه امام (ع) بالغ نشده نمى شود در مشكلات و مسائل شرعى به او رجوع كرد.
«ريان بن صلت»، «صفوان بن يحيى»، «محمدبن حَكيم»، «عبدالرحمن بن حجّاج»، «يونس بن عبدالرحمن» و گروهى از رجال و معتمدان شيعه درمنزل «عبدالّرحمن بن حّجاج» گرد آمده در ماتم امام رضا (ع) به سوگ نشستند.
«يونس بن عبدالرحمن» به آنان رو كرد و گفت:
گريه را رها كنيد! اكنون (بگوييد) چه كسى عهدهدار امر امامت است؟
و ما تا زمانى كه ابوجعفر بزرگ شود، در مسائل به چه كسى رجوع كنيم؟
ريان بن صلت برخاست و دست بر گلوى «يونس» انداخت و در حالى كه گلويش را مى فشرد گفت:
تو پيش ما تظاهر به ايمان مى كنى ولى در نهان گرفتار شك و شرك هستى! اگر امر امامت او از ناحيه خدا باشد چنانچه بچه يك روزه هم كه باشد به منزله پيرمردى دانشمند است و حتى بالاتر از آن، و اگر از سوى خدا نباشد، چنانچه هزار سال هم عمر كند بسان يكى از افراد عادّى خواهد بود. بنابراين شايسته است در اين باره بيشتر تأمل شود.