تاريخ زندگانى امام حسن(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ١٠٩
مى كند و به امامت او و امامت كسى كه بعد از اوست، اقرار خواهى كرد.
پرسيدم: آن (امام بعدى) كيست؟ فرمود: پسرش محّمد! گفتم! از اين موضوع خشنودم و در مقابل آن تسليم هستم. «١» ٣- معرفى امام رضا (ع)
پيشواى نهم (ع) علاوه بر بيانات و تصريحاتى كه از سوى رسول خدا (ص) و امامان معصوم عليهمالسلام در امر امامت آن حضرت شده بود، بارها و به مناسبتهاى گوناگون از سوى امام هشتم (ع) به عنوان پيشواى پس از او به شيعيان معّرفى گرديده است. كه به ذكر چند نمونه آن اكتفا مىكنيم.
١- «معمربن خلّاد» مى گويد:
از امام رضا (ع) شنيدم كه (راجع به امر امامت) مطلبى گفت، سپس فرمود: شما چه نيازى به اين موضوع داريد. اين ابوجعفر (ع) است كه او را به جاى خود نشانيده و قائم مقام خود ساختهام. ما خاندانى هستيم كه خردسالانمان موبه مو از بزرگسالانمان ارث مىبرند. «٢» ٢- «صفوان بن يحيى» مىگويد:
به امام رضا (ع) عرض كردم: پيش از آن كه خداوند «ابوجعفر» رابه شما عنايت كند، درباره جانشينتان از شما مى پرسيديم و شما مىفرموديد: خداوند به من پسرى مىبخشد. اكنون خداوند او را به شما بخشيده و چشمهاى ما را روشن كرده است. اگر خداى ناكرده براى شما پيش آمدى روى دهد امر امامت به چه كسى واگذار مى شود؟
امام هشتم (ع) به فرزندش امام جواد (ع) كه در مقابلش ايستاده بود اشاره كرد. گفتم:
فدايت شوم! همين پسر سه ساله!؟
فرمود: چه مانعى دارد؟ عيسى (ع) سه ساله بود كه قيام به حجّت كرد. «٣» ٣- «حسن بن جَهْم» مىگويد: