تاريخ زندگانى امام حسن(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ١٩٥
ابوجعفر طرح كن كه او را مغلوب سازى! يحيى از امام پرسيد: آيا مردى كه با زنى زنا كرده، مى تواند با او ازدواج كند؟ امام (ع) فرمود: (آرى)
«ابتدا آن زن را رها مىكند تا مطمئن شود نطفه اى از او يا ديگرى در رحم آن زن نيست آنگاه مى تواند با او ازدواج كند و اين همانند درختِ ميوهدارى است كه رهگذرى از ميوه آن بخورد و سپس آن درخت را از صاحبش بخرد، ابتدا حرام بود و سپس حلال گشت.» «١» سؤال از قاضى القضات پس از آن كه امام جواد (ع) به سؤال «يحيى بن اكثم» پاسخ شكنندهاى داد مأمون گفت: احسنت اى ابوجعفر! خدا به تو نيكى كند! حال خوب است شما نيز از او سؤالى بكنيد همان طور كه او از شما پرسيد. امام (ع) به يحيى فرمود: بپرسم؟
يحيى (كه چاره اى نديد) گفت: اختيار تاريخ زندگانى امام جواد(ع) ٢٠٠ زكريا بن آدم ص : ١٩٩ با شماست فدايت شوم، اگر توانستم پاسخ مى گويم و گرنه از شما بهره مند مىشوم.
امام جواد (ع) فرمود: به من بگو در مورد مردى كه در بامداد به زنى نگاه مى كند و آن نگاه حرام است، چون روز بالا مىآيد آن زن بر او حلال مى شود، و چون ظهر مى شود باز بر او حرام مى گردد. وقت عصر بر او حلال است و چون آفتاب غروب مى كند براو حرام مىشود. هنگام نماز عشا بر او حلال مىگردد و چون شب به نيمه مىرسد بر او حرام مىشود. ولى باز به هنگام طلوع فجر بروى حلال مىگردد؟ اين چگونه زنى است و با چه چيز حلال و حرام مى شود؟
يحيى به عجز خود اعتراف كرد و گفت: نه، سوگند به خدا من به پاسخ اين پرسش راه نمىبرم، و سبب حرام و حلال شدن آن زن را نمىدانم، اگر صلاح مىدانى از جواب آن، ما را آگاه كن.
امام (ع) فرمود: اين زن، كنيز مردى بوده است. در بامدادان، مرد بيگانهاى به او نگاه مىكند و آن نگاه حرام بود، چون روز بالا مىآيد، كنيز را از صاحبش مى خرد و بر او حلال مى شود، هنگام ظهر او را آزاد مى كند و بر او حرام مىگردد، چون عصر فرا مىرسد با او ازدواج مىكند و بر او حلال مىشود. به هنگام غروب او را «ظِهار» «٢» مىكند و بر او حرام مى شود، موقع عشا كفاره مىدهد و باز بر او حلال مىگردد. چون نيمى از شب مىگذرد او را