تاريخ زندگانى امام حسن(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ١٤٨
گوناگون قرار دهند. و از سوى ديگر با بيان برترىهاى علمى امام (ع) به اطمينان پيروزى آن حضرت بر حريفان تظاهر مىكرد تا از پيامدهاى سوء پيروزى امام (ع) بر حريفان مصون بماند و در زمره جبهه شكست خورده و محكوم شده به حساب نيايد.
مأمون در پاسخ اعتراض آنان گفت:
من از اين جهت ابوجعفر، محمد بن على را به دامادى برگزيدم كه او را در دانش و فضل- در عين خردسالىاش- از تمامى دانشمندان برتر يافتم. اميدوارم آنچه را كه من در مورد او مىشناسم براى مردم اظهار كند تا همگان بدانند كهشناخت مندرباره اودرستبودهاست. «١» پس در ادامه سخنانش معترضان را تشويق مىكند كه اگر نسبت به آنچه من مىگويم شك داريد او را با هر پرسشى كه به ذهنتان مىرسد بيازماييد. «٢» اين سخنان هر چند مأمون را چهرهاى علاقهمند و معتقد به امام عليه السلام و كسى كه مطمئن به توانايى آن حضرت در پاسخ به پرسشهاى سؤال كنندگان است نشان مىداد ولى در پس اين الفاظ، مقاصد و انگيزههايى وجود داشت كه قلب و همه وجود او را لبريز از خشم و كينه و دشمنى نسبت به امام عليه السلام ساخته بود.
مأمون در سخنى كه با «يحيى بن اكثم» قاضى القضات «٣» جيرهخوار خود داشت نقاب از چهره نفاق و تزوير خويش برداشته و به او فرمان داد:
پرسش و مسألهاىرا بر ابوجعفر محمدبنعلى رضا عرضهكن كه او را محكوم و ساكتكنى. «٤» عباسيان معترض نيز پس از آن كه از سوى مأمون تشويق شدند تا امام (ع) را بيازمايند، به تلاش و تكاپو افتادند و پس از مشورت نظر همگى بر اين تعلق گرفت كه در اين امر از «يحيى بن اكثم» يارى جويند؛ از اين رو، نزد او رفتند و اموال و پولهاى زيادى را به وى وعده دادند كه در صورت پيروزى بر امام عليه السلام به او بپردازند. «٥» از تمامى اينها برمىآيد كه هدف مأمون و باندش از طرح پرسشهاى علمى در برابر