تاريخ زندگانى امام حسن(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ٨٠
يافت مرا خواست و دستى بر گوش و سر من كشيد و فرمود: بشنو و حفظ كن. او مىگويد: به خدا سوگند بعد از آن من صداهاى آهسته را نيز مىشنيدم.» «١» * «محمد فضيل» مىگويد:
از ناحيه پا دچار بيمارى شده بودم بطورى كه چندين ماه از درد آن مىناليدم. به حج رفتم و خدمت امام جواد (ع) رسيدم و عرض كردم: قربانت گردم، دعايى برپايم بخوان تا از درد رهايى يابم و پايم را به حضرت نشان دادم حضرت فرمود: ديگر اين پا مشكلى ندارد، پاى ديگر را نشان بده، من پايم را دراز كردم و حضرت بر آن دعا خواند. هنگامى كه برخاستم به خود آمدم و فهميدم كه حضرت قبل از تقاضاى من دعا كرده و خداوند مرا شفا داده بود. «٢» * «معمر بن خلاد» مىگويد: شنيدم «اسماعيل بن ابراهيم» به امام رضا (ع) گفت:
پسرم زبانش مىگيرد. من او را خدمت شما مىفرستم تا دستى بر سرش بكشى و برايش دعا كنى چون او از موالى و دوستان شما است.
امام هشتم (ع) فرمود: او از دوستان ابوجعفر است فردا او را خدمت ايشان بفرست. «٣» تصرف در عالم وجود خداوند اولياء خود را به داشتن كرامتها مفتخر گردانيد و قدرت تصرف در طبيعت را به آنان عنايت كرد. ولى آن بزرگواران از آن در جايى بهره مىگيرند كه مورد خواست و رضايت خداوند باشد. خداوند در قرآن مجيد مىفرمايد:
«وَ ما تَشاؤُنَ الَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَميِنَ» «٤» و شما اراده نمىكنيد مگر اينكه خداوند- پروردگار جهانيان- اراده كند و بخواهد! اين آيه درباره پيامبر (ص) و اوصياء معصوم آن حضرت تفسير شده است. در روايتى از موسى بن جعفر (ع) نقل شده كه فرمود: