تاريخ زندگانى امام حسن(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ٧٩
زن ضعيفى را ديد كه بر گاو مردهاى كه در كنار جاده افتاده بود مىگريد. حضرت از علت گريه او پرسيد. زن گفت: اى فرزند رسول خدا (ص)، من زن ضعيفى هستم كه توان كارى را ندارم و همه دارايى من همين گاو بوده است.
امام فرمود: اگر خداوند آن را براى تو زنده كند چه مىكنى.
زن گفت: هميشه شاكر و سپاسگزار خواهم بود.
امام جواد (ع) دو ركعت نماز گزارد و دعا كرد و سپس پاى مبارك را به گاو زد در اين هنگام گاو به اذن الهى زنده شد و روى پاى خود ايستاد.
زن فرياد زد تو عيسى بن مريم هستى.
امام فرمود: اين را نگو بلكه ما بندگان مكرّم خداوند هستيم. «١» شفاى بيماران يكى ديگر از جلوههاى كرامتهاى امام جواد (ع) در شفاى بيماران بوده است، در اين باره روايات زيادى نقل شده است كه به ذكر چند نمونه مىپردازيم.
* «محمد بن ميمون» مىگويد: پيش از آنكه امام رضا (ع) به خراسان برود در مكه به خدمت ايشان رسيده عرض كردم: من قصد رفتن به مدينه را دارم، نامهاى مرقوم فرماييد تا خدمت امام جواد (ع) تقديم كنم.
حضرت تبسمى كرد و نامهاى براى فرزندش نوشت. هنگامى كه نامه را تقديم كردم آن حضرت نامه را خواند و به من فرمود: حال چشمانت چگونه است؟ گفتم: به دليل بيمارى، ديدش را از دست داده است. امام خواست تا نزديك بروم. آنگاه دست مباركش را بر چشمان من كشيد و در نتيجه نور ديدگانم بازگشت. «٢» * «ابو سلمه» مىگويد:
من مبتلا به ناشنوايى شديدى شده بودم. هنگامى كه امام جواد (ع) از اين جريان اطلاع