تاريخ زندگانى امام حسن(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ٥٢
نيازمندند و ثروت آنان هميشه در معرض زوال قرار دارد. تنها تكيه گاه حقيقى كه هرگز فنا و زوال ندارد و غنى مطلق كه هيچ گاه نيازمند نمىشود و با جود و بخشش چيزى از ثروت او كم نمىگردد، ذات بارى تعالى است. پس هر كس فقط از خدا بخواهد و تنها به او اعتماد كند، خداوند او را محتاج ديگران نمىگرداند.
همچنين كسى كه راه تقوا و درستكارى را در پيش گيرد مورد علاقه و محبت خاص و عام مىگردد. زيرا هر انسانى رفتار نيكو و درستكارى را دوست مىدارد و به صالحان عشق مىورزد گرچه خود اهل آن نباشد.
پرهيز از دو رنگى برخى ظاهرى زيبا ولى باطنى زشت دارند. خود را مسلمان و مؤمن جلوه مىدهند در حالى كه اعمال و رفتار آنان از بىاعتقادى حكايت مىكند و همگى در جهت مخالفت با اوامر و دستورات خداوند است. امام جواد (ع) از اين برخورد دوگانه نهى مىكند و مىفرمايد:
«لاتَكُنْ وَلِيّاً لِلَّهِ فِى الْعَلانَيَةِ وَ عَدُوّاً لَهُ فِى السِّرِ» «١» در ظاهر دوست خدا و در نهان دشمن او نباش! كسانى كه نسبت به خداوند خويش از خود صداقت نشان نمىدهند، در زندگانى اجتماعى نيز دچار نفاق و دوروئى مىگردند. در ظاهر با كسى اظهار ارادت و دوستى مىكنند. و پشت سر از او عيبجويى مىنمايند و گاهى به او افترا نيز مىبندند. اين گونه افراد هرگز قابل اعتماد و سزاوار معاشرت نيستند. آنان در حقيقت دوستى و پيروى شيطان را پذيرفتهاند، گرچه در ظاهر از او بيزارى مىجويند. از اين رو على (ع) مىفرمايد:
«لاتَسُبَّنَّ ابْليِسَ فِى الْعَلانِيَةِ وَ انْتَ صَدِيقُهُ فِى السِّرِ» «٢» با شيطان در ظاهر دشمنى مكنيد درحالى كه در باطن دوست و مطيع او هستيد.