تاريخ زندگانى امام حسن(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ٢٠٤
مىخواهم هنگامى كه همه مردم را در قيامت جمع مىكند، تو را به رحمت ويژه خود اختصاص دهد؛ چندان كه مورد غبطه و حسرت ديگران واقع شوى». «١» امام جواد عليه السلام در نامه ديگرى به او مىنويسد:
«نمىدانى كه خداوند چگونه تو را نزد من عزيز كرده است، چه بسيار كه تو را به اسم و نسب دعا مىكنم و به تو بسيار عنايت و محبت دارم و مىدانم تو در چه پايهاى از ايمان هستى.
خداوند برتر از آنچه هستى براى تو مستدام گرداند و به جهت رضايت من او تو راضى گردد و تو را به آرزويت برساند و به رحمتش، فردوس اعلى را براى تو برگزيند. خداوند شنونده دعاست، (از او مىخواهم) تو را سرپرستى و حفاظت فرمايد و به رحمتش هر بدى را از تو دور گرداند. «٢» على بن مهزيار روايات بسيارى را از سه امام بزرگوار نقل كرده و سى و سه جلد كتاب در موضوعات مختلف تأليف كرده است. «٣» او در مباحثات و مناظرات علمى با مخالفان نيز شركت مىكرد. نجاشى مىنويسد: او با «على بن اسباط» كه فطحى مذهب بود، رسايلى رد و بدل كرده و آن دو در اين باره به امام جواد عليه السلام رجوع كردند و «على بن اسباط» از عقيده نادرست خود دست برداشت. «٤» «على بن مهزيار» بسيار عبادت مىكرد و سجدههاى طولانى داشت. يوسف بن سخت بصرى مىگويد:
«او زمانى كه خورشيد طلوع مىكرد سر بر سجده مىگذاشت و تا وقتى كه هزار نفر از برادران ايمانى را دعا نمىكرد و آنچه براى خود خواسته بود براى آنان نمىخواست سر از سجده برنمىداشت. از اين رو پيشانىاش از بسيارى سجده پينه بسته بود. «٥» اسحاق انبارى اسحاق انبارى از بزرگان شيعه و از معتمدان امام جواد عليه السلام بود. از آنجا كه وى مورد وثوق، قوى و شجاع بود، امام عليه السلام از او خواست دو نفر از غلات و تاريخ زندگانى امام جواد(ع) ٢١٠ احضار امام(ع) به بغداد ص : ٢٠٩