تاريخ زندگانى امام حسن(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ١٨
امام رضا (ع) در پاسخ فرمود:
تو از كجا مىدانى كه من فرزندى ندارم؟ به خدا قسم روزها و شبها سپرى نمىشود تا آن كه خداوند به من پسرى عنايت فرمايد كه حق و باطل را از هم جدا سازد. «١» و نيز «حسين بن بشار» مىگويد:
همراه «حسين بن قياما» در «صِرْيا» خدمت امام رضا (ع) رسيديم.
امام (ع): اگر كارى داريد بگوييد.
حسين بن قياما: آيا امكان دارد زمين خالى از حجت باشد؟
- خير.
- آيا ممكن است در يك زمان دو امام باشد؟
- خير، مگر آنكه يكى از آنان صامت (و پيرو ديگرى) باشد.
- اكنون دانستم كه تو امام نيستى! - از كجا دانستى؟
- از آنجا كه شما فرزندى نداريد و پيشواى بعد مىبايست از صلب پيشواى قبل باشد.
- سوگند به خدا، روزها و شبها سپرى نخواهد شد مگر آنكه از صلب من پسرى متولد شود و همچون من در جايگاه امامت تكيه زند حق را بپادارد و باطل را نابود سازد. «٢» در آن زمان حضرت فرزند پسرى نداشت و پس از گذشت يك سال خداوند ابوجعفر (ع) را به او عنايت كرد. «٣» پايان انتظار سرانجام مولود منتظر در شب دهم ماه رجب سال ١٩٥ هجرى به دنيا آمد. «٤» مورخان و محدثان نسبت به سال ولادتِ با سعادت نهمين پيشواى شيعيان، حضرت امام محمد تقى عليه السلام، اتفاق نظر دارند و همگى تولد آن بزرگوار را به سال ١٩٥