تاريخ زندگانى امام حسن(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ١٥٢
«ابن ابى دؤاد» اين نظر را به خليفه منتقل كرد و او گفت: درباره اينان امروز هيچ چاره و حيلهاى وجود ندارد، ابوجعفر را مىآزاريد. «١» جيرهخواران حكومت نيز دست كمى از ارباب خود نداشتند. آنان يا به تحريك مأمون و يا به قصد خوش خدمتى به دستگاه؛ امام عليه السلام را ناجوانمردانه مورد تهمتهاى ناروا قرار مىدادند. عمر بن فرج يكى از آنان بود كه وقتى امام جواد (ع) درباره موضوعى با او صحبت مىكرد به آن حضرت گفت گمان مىكنمى مست باشى. حضرت جواد (ع) ناراحت شد و او را نفرين كرد. «٢» تصميم به قتل امام (ع)
مأمون كه همه راههاى چيرگى بر امام (ع) را آزمايش كرد و نتيجهاى نگرفت و امام عليه السلام همچنان به فعاليتهاى خود ادامه مىداد، با تحريك دخترش «ام الفضل» تصميم به قتل آن حضرت گرفت و شبانه در حالى كه مست بود با شمشير آخته بر امام (ع) يورش برد؛ ولى خداوند جان ولى و حجتش را از اين توطئه نيز حفظ كرد و دشمن را ناكام و مأيوس نمود. «٣»