تاريخ زندگانى امام حسن(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ١٢٨
عرض كرد: بلى.
فرمود: سوره طلاق را بخوان.
مرد سوره طلاق را خواند، وقتى به اين آيه رسيد: «تَخ ثَمانر يلُجيخثما ثما لنميَّهيح تماثَم لَا لِنملَّتمتِح» «١» (و براى خدا اقامه شهادت كنيد) امام عليه السلام فرمود: طلاق جز با پنج شرط واقع نمىشود: دو شاهد عادل، وقوع طلاق در حال پاكى زن (از عادت ماهانه) و عدم وقوع آميزش در آن پاكى و وقوع طلاق به قصد جدّى «٢» (بنابراين، چنين طلاقى صورت شرعى ندارد).
در روايتى ديگر آمده است: هنگامى كه امام جواد (ع) از فتواى عمويش آگاهى يافت ناراحت شد و دو بار فرمود: اى عمو از خدا تاريخ زندگانى امام جواد(ع) ١٣٣ مأمون ص : ١٣٣ بترس! همانا نزد پروردگار امر بزرگى است اين كه روز قيامت در مقابلش بايستى و به تو بفرمايد چرا براى بندگانم به چيزى كه نمىدانستى فتوا دادى؟! «عبداللَّه» گفت: مگر پدرت حضرت رضا عليه السلام چنين فتوا نداد؟
امام فرمود: آن مسأله ديگرى بود: از پدرم سؤال شد كه شخصى قبر زنى را مىشكافد، كفن او را مىدزدد و با وى عمل ناروا انجام مىدهد؛ حكم او چيست؟
پدرم فرمود: به علت دزدى دستش قطع مىشود و براى زنا حد زده مىشود؛ زيرا حرمت مرده بسان شخص زنده است.
«عبداللَّه» گفت؛ مولاى من راست گفتى! من از خداوند طلب مغفرت مىكنم.
مردم از اين پاسخ تعجب كردند و گفتند: مولاى ما آيا اجازه مىدهى باز هم سؤال كنيم.
فرمود: بپرسيد.
آنان از آن حضرت در آن مجلس از سى هزار «٣» مسأله سؤال كردند و حضرت پاسخ