تاريخ زندگانى امام حسن(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ١٢٥
استدلال بر امامت خويش امام جواد (ع) با استناد به آياتى از قرآن- كه متضمّن رهبرى برخى از پيامبران پيشين در دوران خردسالى است شبهه خردسالى خويش را براى منصب امامت پاسخ مىگفت.
«على بن اسباط» مىگويد:
پس از شهادت امام هشتم (ع) زمانى كه ابوجعفر (ع) از اندرون بيرون آمد، با دقّت به قامت و سر و پاى او چشم دوختم تا به هنگام بازگشت به مصر او را براى يارانم توصيف كنم.
امام به سجده افتاد، سپس فرمود: خداوند در امامت همانند آنچه كه در نبوّت احتجاج كرده، احتجاج خواهد كرد. خداوند مىفرمايد: «وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيّاً» «١» و نيز مىفرمايد:
«فَلَمَّا بَلَغَ اشُدَّهُ وَ بَلَغَ ارْبَعينَ سَنَةً» «٢» بنابراين رَواست كه به كودك خردسالى «حكم» داده شود، همانگونه كه رواست به فرد چهل ساله داده شود. «٣» آرى، مردمِ مخالف، و آنان كه به دنبال بهانه مىگشتند در موضوع سنّ امام (ع) غوطهور مىگشتند و آن را به عنوان دستآويزى براى ايجاد شبهه و ايراد بر امامت آن حضرت قرار مىدادند؛ امّا امام جواد (ع) با استدلالهاى قوى پاسخ آنان را مىداد.
«على بن سيف» مىگويد: يكى از اصحاب امام جواد (ع) مىگفت: من به «ابوجعفر (ع)» عرض كردم: مردم درباره كمى سنّ شما گفتگو مىكنند؟! امام (ع) فرمود:
«خداوند تعالى به داوود وحى كرد كه سليمان را جانشين خود قرار دهد در حالى كه سليمان كودكى بود كه گوسفندان را به چرا مىبرد. و اين امر موجب انكار علماء و عابدان بنى اسرائيل شد.