تاريخ زندگانى امام حسن(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ١٢٢
از رو در رو شدن مستقيم و بىپرده با دشمنان، و نشان دادن تمام نيرو و توان طرفين، نبود.
نتيجه و پيآمد قطعى، اين بود كه شيعه از آن شرايط حساس، به بركت وجود امام جواد عليه السلام با جلوهاى بيشتر و درخششى خيرهكنندهتر، و استوارى و ثبات سختتر، به در آمد و تمامى تهديدها و سركشىها را پشت سرگذاشت. «١» خلاصه ١- از آنجا كه براى اولين بار كودكى منصب امامت را عهدهدار مىگرديد و اين مسأله بىسابقه و غريب بود، به طور طبيعى با واكنشهاى مختلفى روبرو شد. اكثريت شيعيان با توجه به روايات رسيده از رسول خدا (ص) و ديگر امامان عليهم السلام مخصوصاً با توجه به تصريحات امام رضا عليه السلام درمورد امامت فرزندش در سنين كودكى، امامت ايشان را پذيرفتند و بدان گردن نهادند و معتقد شدند كه سن و سال تأثيرى در اين مقام ندارد.
گروه ديگرى از شيعيان ايشان را امام دانسته ولى معتقد بودند كه به هنگام بالغ شدن حامل علم امامت خواهد گشت و بعضى نيز امامت ايشان را به خاطر سن كم قابل قبول ندانسته و منحرف گشتند.
دو گروه اخير نمىتوانستند بپذيرند كه فردى خردسال كه به سن تكليف نرسيده، عهدهدار امامت شود و عالم به علم امامت گردد كه اين اجتهادى در مقابل نص بود.
شرايط سياسى و فرهنگى زمان امام نيز ويژگى خاصى داشت. با گسترش فتوحات و وارد شدن حوزههاى فرهنگى در محدوده حاكميت اسلام و آشنا شدن فاتحان با اين فرهنگها، سؤالهاى بسيارى در ذهن آنان ايجاد شد كه جواب مىطلبيد و دستگاه خلافت نيز مىخواست با روان ساختن سيل سؤالات به سوى امام ايشان را در مصاف علمى شكست دهد. مجموعه شرايط فوق دست به دست هم داده و سؤالهاى بسيارى را متوجه امام ساخت و امام عليهالسلام با جوابگويى به همه آنان هم حكومت را از رسيدن به هدف خود ناكام ساخت و هم شيعيان را به اطمينان و آرامش نفس رساند.