زنان و سياست در اسلام - زمانی، حبیب - الصفحة ٧٧
اسرا مدتى در دمشق بودند. سپس يزيد دستور داد آنها را محترمانه به طرف مدينه حركت دهند. سرانجام، اين سفر اندوهناك با بارهاى غمى كه داشت، به پايان رسيد و كاروان اهل بيت به مدينه وارد شد. حال، محرم و صفر سال ٦١ هجرى سپرى شده و مأموريت حضرت زينب (س) شكل تازهاى به خود مىگيرد و مىرود تا جزئيات غمانگيز حادثه خونبار كربلا را براى آيندگان تاريخ، ثبت و ضبط نمايد تا خود به عيان ببينند كه سرنوشت ظالمان و پايمال كنندگان حقوق عترت پيامبر، جز خوارى و ذلت چيزى نيست.
٢. امّ كلثوم امّكلثوم، دومين دختر امام على (ع) و حضرت فاطمه (س) است و در سال ششم هجرى متولد شد. «١» وى از زنان فاضل، بليغ، فهيم و بلند مرتبه خاندان بنى هاشم و همسر عون بن جعفر بن ابى طالب «٢» و همانند خواهرش زينب كبرى شيرزنى بود كه در دامان مادرى چون زهرا (س) و تحت نظارت پدرى چون امير مؤمنان بزرگ شد و از زنان قهرمان تاريخ گرديد.
امّكلثوم همراه برادرش امام حسين (ع) به كربلا آمد. سرانجام، روز عاشورا با تمام مصيبتهاى خونبارش به پايان رسيد. آن شب امّكلثوم در كنار خواهرش زينب، به پرستارى و نگهدارى اطفال پرداخت.
روز بعد، قافله اسرا به سوى كوفه حركت داده شد. هنگام ورود به كوفه، امّكلثوم در حالى كه نان و خرماى مردم كوفه را به ميان آنها پرتاب مىكرد و صدايش به گريه بلند بود، كوفيان را مخاطب قرار داد و فرمود:
اى مردم كوفه! بدى و رسوايى بر شما باد! شما را چه شده است كه حسين [ع] را يارى نكرديد و او را كشتيد و اموال و دارايىاش را غارت كرديد و تصرف نموديد و اهل بيتش را به اسارت گرفتيد و حال بر او گريه مىكنيد؟! هلاكت و تباهى و دورى از رحمت خدا بر شما باد! آيا مىدانيد چه جنايت بزرگى مرتكب شده و چه گناه و بار سنگينى بر پشت خود نهادهايد و چه