زنان و سياست در اسلام - زمانی، حبیب - الصفحة ٣٣
بنابراين، مشهورترين معنا و معادل سكولاريسم، همان جدا انگارى دين از دنيا، سياست و حكومت و در يك عبارت كوتاه، دور كردن دين از صحنه اجتماعى و سياسى و خصوصى سازى آن است.
گرچه انديشه جدا انگارى دين از دنيا و سياست و حكومت در هميشه تاريخ وجود داشته و از سوى حاكمان ستم پيشه و استعمارگر به عنوان ابزارى براى مبارزه با دين و براى هموار سازى راه چپاول و غارت و حاكميت زورگويانه آنان، ترويج شده است، ولى شكل نو و بازسازى شدهاش به دوران رنسانس در غرب بر مىگردد كه به عنوان يك نحله فكرى- سياسى به نام «سكولاريسم» مطرح شد. غربيان از آن وسيلهاى براى تهاجم فكرى و فرهنگى عليه دين و دينداران راستين در سراسر دنيا و جهان اسلام ساختند و كوشيدند بدين وسيله از شكلگيرى نهضتهاى آزاديبخش و ضد استعمارى به ويژه در دنياى اسلامى جلوگيرى كنند و يا دست كم از فراگير شدن و درصد محبوبيت و موفقيت بيشتر آنها بكاهند و در نتيجه، حكومت دينى سامان نيابد.
جريان حمايت از سكولاريسم توسط دشمنان در جامعه ايران- و در شعاع وسيعتر در جهان اسلام- پس از پيروزى شكوهمند انقلاب اسلامى و تشكيل نظام جمهورى اسلامى ايران رواج و رونق بيشترى گرفت و از سوى سكولاريستهاى داخلى و خارجى و با حمايت آشكار و پنهان استكبار جهانى و صهيونيسم بينالمللى به شدّت پى گرفته شد تا جايى كه همواره در رسانههاى جمعى و راديوهاى وابستهشان اعلام مىكنند كه ريشه همه مشكلات مردم ايران، ديندارى آنان و پشتيبانى از حكومت دينى است و نيز چنين القا مىكنند كه تنها راه نجات از همه مشكلات اقتصادى و غير آن، دست كشيدن از دين و پيروى از انديشههاى سكولاريستى است.
البته نظام حكومت دينىِ «جمهورى اسلامى ايران» به رغم همه فشارها، موانع و مشكلات داخلى و خارجى با تكيه بر محتواى پربار و غنى اسلام ناب محمدى (ص) و حمايتهاى بىدريغ مردمى و درايتهاى رهبرى دينى آن، معجزهوار به پيش مىرود و مشكلات را پشت سر مىگذارد و آثار شگرف و بنيادى بر جاى مىنهد. راز اين ماندگارى و پويايى انقلاب و نظام اسلامى را بايد در تفكر ناب دينى جست و جو كرد كه تفكيك ناپذيرى دين از دنيا و دين از سياست و حكومت، از مؤلفهها و آموزههاى آن است.