زنان و سياست در اسلام - زمانی، حبیب - الصفحة ٧٦
بلكه زنده و در نزد پروردگار خويش متنعم هستند.» در آن هنگام حكومت و داورى خداوند و خصومت پيامبر با تو و پشتيبانى جبرئيل از پيامبر در اين خصومت، براى تو كافى است.
بزودى آن كسى كه تو را گمراه كرده و بر گردن مسلمانان سوار نمود، خواهد دانست كه ستمگران را چه پاداش بدى است و كدام يك از شما جايش بدتر و لشكرش ناتوانتر است.
گرچه پيشامدهاى ناگوار مرا به سخن گفتن با تو واداشت، ولى تو را بى مقدار و كوچك و ملامتت را بزرگ و توبيخ و سرزنش تو را بسيار مىدانم، ولى ديدهها اشكبار و سينهها سوزان است. عجيب است كه حزب نجيبان خدا به دست حزب شيطان طلقا كشته شوند. خون ما از اين دستها مىچكد و گوشتهاى ما از اين دهانها مىريزد و گرگها نزد آن بدنهاى پاك و پاكيزه مىآيند و كفتارها آنها را بر خاك مىمالند. اى يزيد! اگر امروز ما را غنيمت گرفتى، بزودى ما را غرامت و تاوان گيرنده مىيابى، در هنگامى كه چيزى جز آنچه پيش فرستادهاى ندارى و خداوند بر بندگان ظلمى روا نمىدارد. به پيشگاه خدا شكايت مىبرم و به او تكيه مىكنم و تو نيز هر مكرى كه دارى به كار گير و سعى خويش بنما و از دشمنى فروگذارى مكن، كه به خدا قسم نام ما را محو نتوانى كرد و وحى ما را از بين نتوانى برد و سرانجام كار ما را درك نتوانى كرد و ننگ اين حادثه را از خود نتوانى شست. آيا جز اين است كه نظر و رأيت خطا و روزگارت كوتاه و جمعيتت نابود است؛ در روزى كه منادى ندا كند: «آگاه باشيد كه لعنت خدا بر ستمگران است.» حمد و سپاس سزاوار خداوند، پروردگار عالميان است كه اوّل و آغاز ما را به سعادت و نيكبختى و مغفرت و آخر كار ما را به شهادت و رحمت ختم كرد. از خداوند مىخواهم كه ثواب آنها را كامل كند و بر آنها زياد گرداند و ما را جايگزين خوبى براى آنها قرار دهد كه همانا او مهربان و رئوف است و همو ما را بس است و چه خوب وكيلى است. «١» اين خطبه آتشين و كوبنده و در پى آن خطبه امام سجاد (ع)، سبب انقلاب فكرى در شام شد.
شاميان متوجه شدند كه چه جنايتى به دست آنها انجام گرفته است. يزيد، كه متوجه اثر اين روشنگرىها شده بود، به سرعت چهره عوض كرد و گناه واقعه را به گردن عبيداللَّه بن زياد انداخت و از او برائت و بيزارى جست. «٢»