زنان و سياست در اسلام - زمانی، حبیب - الصفحة ١٢
فصل اول: نظام سياسى اسلام اجتماعى زيستن انسان، ريشه در فطرت او دارد. تاريخ بشر همواره گوياى زندگى اجتماعى انسان بوده و جز افراد استثنايى، بشر در هيچ دورانى به صورت انفرادى زندگى نكرده است. از اين رو، اديان آسمانى در تعاليم خود انسان را جدا از اجتماع لحاظ نكرده و ضمن ارشاد و هدايت فردى بشر، به هدايت جنبه اجتماعى او نيز توجه داشتهاند. دين اسلام در اين زمينه از ساير اديان كاملتر است و دستورات فراوانى درباره هدايت جامعه انسانى دارد؛ به طورى كه پژوهشگران در بررسى اين دين مقدس، آن را داراى نظامهاى اخلاقى، اجتماعى، سياسى، حقوقى و غيره دانستهاند.
ما در اين فصل، به بررسى نظام سياسى اسلام خواهيم پرداخت. منظور از نظام سياسى اسلام، «چارچوب و مجموعه رهنمودهايى است كه دين اسلام در زمينه اداره جامعه و امر حكومت ارائه كرده است.» براى توضيح بيشتر درباره نظام سياسى اسلام، تبيين واژههاى آن ضرورى است.
١. نظام: منظور از نظام، مجموعه منسجمى است كه از اجزاى مرتبط با يكديگر تشكيل شده و هرگونه تغيير در هر يك از اين اجزا به ديگرى نيز سرايت مىكند و آنها را تحت تأثير قرار مىدهد. اجزاى يك نظام، همواره در حال كنش و واكنش نسبت به همديگرند و در صورتى كه از هماهنگى خاصى بهرهمند باشند مىتوانند، به هدف از پيش تعيين شده دست يابند.
٢. سياسى: سياست در لغت به معناى تأديب، تربيت، سرپرستى امور، حكم راندن بر رعيّت، رياست، عدالت، داورى، سزا و جزا و تنبيه آمده است. «١» در اصطلاح به علم كسب و حفظ قدرت، هنر حكومت بر نوع بشر، علم فرمانروايى دولتها و