زنان و سياست در اسلام

زنان و سياست در اسلام - زمانی، حبیب - الصفحة ٧٢

لشكر ابن زياد خيمه‌ها را به آتش كشيدند. اين بانوى بزرگوار، زنان و كودكانِ آواره و بى‌سرپرست را در خيمه نيم سوخته‌اى جمع كرد و به پاسدارى از آنها، شام غريبان را به صبح آورد.
با طلوع آفتاب يازدهم محرم، زمان حركت كاروان اسرا فرا رسيد. زينب نپذيرفت كه كوفيان بى‌شرم، اهل بيت پيامبر (ص) را بر شتران سوار نمايند و از آنها خواست كه كنار روند. سپس اهل بيت با كمكِ يكديگر بر شتران بى جهاز و محمل سوار شدند و شمارى نيز كه شتر نداشتند پياده به راه افتادند. «١» هنگام ورود كاروان اسرا به كوفه، مردم براى تماشا جمع شده بودند. اهل كوفه به اطفال امام حسين (ع) نان و خرما دادند. امّ كلثوم آنها را از دست اطفال گرفت و بر زمين ريخت و فرياد زد: اى اهل كوفه! صدقه بر ما حرام است. «٢» زنان كوفه با ديدن اين منظره گريان شدند. امام سجاد (ع) فرمود:
اگر اين زنان بر ما گريه مى‌كنند، پس چه كسى كسان ما را كشته است؟! زينب، كه از هر زمان و مكان براى ابلاغ پيام شيهدان كربلا بهره مى‌جست، به جمعيت اشاره كرد كه ساكت شوند. نفس‌ها در سينه‌ها حبس شد و صداها خاموش گرديد. آن گاه حضرت زينب (س) با صداى رسا گفت:
ستايش سزاوار خداست و درود حق تعالى بر پيامبر و اهل بيت او؛ همان پاكان و نيكان جهان! اى اهل كوفه، اى حيله‌گران و اى مكاران و اى پيمان شكنان! آيا گريه مى‌كنيد؟ گريه‌هاتان نيارامد و ناله‌هاتان فرو ننشيند! همانا مَثَل شما مَثَل آن زنى است كه تافته‌هاى خود را وامى‌تابد. شما پيمان خويش را وسيله دغل‌بازى ساختيد. آيا چيزى جز لاف، خودبينى، گزاف، دروغ، تملق‌گويى كنيزان، و گوشه چشم نگرى متكبرانه دشمنان، در شما هست.
مَثَل شما مانند سبزه مزبله «٣» است يا نقره و زيورى كه بر گور نهند! هان! چه بد براى خود پيش آورديد! خدا بر شما خشم كرد و در عذاب ابد گرفتار شديد. بر كشته‌هاى ما گريه مى‌كنيد و زارى مى‌نماييد؟! آرى به خدا! بايد گريه كنيد كه همان گريه سزاوار شماست.
بسيار بگرييد و كم بخنديد كه چنان آلوده و گرفتار ننگى عظيم هستيد كه هرگز نتوانيد آن را از خود دور كنيد و بشوييد! چگونه خون فرزند خاتم نبوت و معدن رسالت را از خود بزداييد