زنان و سياست در اسلام - زمانی، حبیب - الصفحة ٢٣
علاقهمند به اجراى اوامر الهى است و مىخواهد كهاين اوامر در جامعه نيز اجرا گردد. از آنجا كه مهمترين عامل در اجراى اوامر و دستورات و احكام الهى تشكيل حكومت اسلامى است، چنين شخصى مشتاقانه براى تشكيل چنين حكومتى لحظه شمارى مىكند و همه امكانات و توان خود را در راه بر پايى آن صرف مىنمايد. البته گام، نخست پذيرش حاكميت خداوند و برپايى حكومت اسلامى در مرحله انديشه و افكار اوست؛ چرا كه اعتقاد به اين موضوع، سبب تلاشهاى بعدى او مىشود. بنابراين نخستين گام پذيرش قلبى موضوع و تلاش براى گسترش اين فكر در ميان ساير مسلمانان است تا آنان با عشق قلبى به سوى حاكميت دين خدا گام بردارند. اين پذيرش در مرحله اعتقاد، سبب شريك شدن او در اجر همه امور خيرى كه در پرتو تشكيل حكومت اسلامى انجام مىشود، نيز خواهد بود و زمينه را براى مشاركت عملىاش در حاكميت نظام اسلامى فراهم خواهد آورد.
پرسشى كه پيش مىآيد اين است كه پذيرش حاكميت نظام اسلامى توسط مردم چه اثرى بر نظام اسلامى دارد و آيا سبب مشروعيت بخشيدن به حكومت اسلامى مىشود يا فقط امكان شكلگيرى حكومت اسلامى را فراهم مىسازد؟ به عبارت ديگر، پذيرش مردم موجب پديد آمدن ولايت و مشروعيت براى حاكم اسلامى مىشود به گونهاى كه اگر پذيرش مردمى نباشد، حاكم شرعاً از ولايت برخوردار نيست و نمىتواند در شئون حكومت و امور جامعه دخالت كند يا پذيرش مردم و مقبوليت آنان نقشى در مشروعيت ندارد و تنها در فعليت يافتن ولايت و كار آمد شدن آن مؤثر است؟
در پاسخ اين پرسش، ديدگاههاى متفاوتى ابراز شده است، اما مطابق مبانى دينى و عقلى و نصوص منابع دينى، پذيرش مردم، براى حكومت اسلامى مقبوليت مىآورد و نه مشروعيت؛ زيرا همان گونه كه پيش از اين يادآور شديم، ولايت و حاكميت حقيقى از آنِ خداوند است و چون ولايت ديگران از امور قراردادى و اعتبارى است، هيچ كس تا خداوند به او اذن ندهد، داراى ولايت بر مردم نمىشود و خداوند اين حق خود را مطابق آيات قرآن كريم به افراد خاصى كه ما آنان را معصوم مىناميم، داده است؛ مثلا به مقتضاى آيه «أَطِيعُوا اللّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ. (نساء: ٥٩)» اين حق به پيامبر (ص) و امامان (ع) داده شده و آنان نيز در زمان غيبت، فقيه جامع شرايط را به ولايت امرى مسلمانان نصب كردهاند.