زنان و سياست در اسلام - زمانی، حبیب - الصفحة ٦٨
حضرت زهرا (س) در اين خطبه و ديگر خطبههاى حماسى خود با اشاره به جايگاه ولايت و امامت در نظام سياسى اسلام در پى نماياندن اين حقيقت بر همگان است كه تنها راه ثمربخشى و سامان پذيرى شريعت و يگانه محور وحدت، پذيرش ولايت اهل بيت (ع) و سرسپردگى عملى به آن است.
حضرت زهرا (س) در دوره كوتاه زندگى خويش پس از رحلت پيامبر (ص)، زيباترين جلوه پاسدارى از حريم حق و ولايت را به تصوير كشيد. در اين جا به گوشههايى از مبارزات حق طلبانه و اقدامات روشنگرانه و آگاهى بخش صديقه طاهره (س) اشاره مىكنيم. «١» دفاع از حريم ولايت پس از رحلت رسول اللَّه (ص) و پايمال شدن حق على (ع) در سقيفه، زهراى مرضيه (س) به عنوان دست پرورده رسول خدا (ص) و آگاه به مسائل جامعه پرچم حقطلبى و باطلستيزى را بر دوش كشيد تا حق از باطل شناخته و حجت بر مردم تمام شود. رسالتى كه فاطمه (س) در اين مقطع از تاريخ بر دوش گرفت، از كسى جز ايشان، حتى امير مؤمنان (ع) ساخته نبود. على (ع) در رأس جبهه حق قرار داشت و خود مدعى جانشينى رسول اللَّه (ص) بود. بر اين اساس زمانى كه شمشير ذوالفقار مىبايست در نيام مىبود و زبان امير كلام در كام، فاطمه (س) تنها طلايهدار جبهه دفاع از امامت و ولايت گرديد.
حضرت زهرا (س) پس از آگاهى بخشى و هشدار به مردم، در گام عملى ديگر سراغ خواص رفت و با يادآورى وقايع گذشته سخنان رسول اللَّه (ص) سعى كرد وجدانهاى خفته آنان را بيدار كند. «٢» پس از فراخواندن اجبارى امير مؤمنان به بيعت و مقاومت حضرت در برابر اين خواسته، مبارزه حضرت زهرا (س) در حمايت از ولايت وارد مرحلهاى نوين شد؛ مرحلهاى كه به نثار جان و شهادت او انجاميد. آن حضرت در اين مرحله به عنوان شيداترين پروانه شمع امامت با فدا ساختن خويش به همگان آموخت كه دفاع از ولايت وظيفهاى نيست كه بتوان از آن شانه خالى كرد.