زنان و سياست در اسلام

زنان و سياست در اسلام - زمانی، حبیب - الصفحة ٨٤

هر دو خدمت امام رسيدند و همسر وهب‌ زنان و سياست در اسلام ٩٣ ٢. دوران اوج انقلاب(سالهاى ٥٦ و ٥٧)
ص : ٩٠ از آن حضرت درخواست كرد كه از وهب عهد بگيرد و علاوه بر اين، سفارش او را به اهل بيت بنمايد. امام درخواست او را اجابت فرمود. سپس وهب به ميدان بازگشت و جنگيد تا دست‌هاى او را قطع كردند. همسرش، عمود خيمه را كند و به يارى او شتافت، در حالى كه او را به دفاع از اهل بيت تشويق مى‌نمود. وهب گفت:
تو كه اول مرا از جنگ باز مى‌داشتى، چه شد كه اكنون علاوه بر تشويق من، خود نيز به ميدان آمده‌اى؟ جواب داد: وقتى فرياد استغاثه امام حسين (ع) را شنيدم، به خود گفتم: زندگى پس از اهل بيت رسول خدا به چه درد مى‌خورد. از اين رو تصميم گرفتم با اين قوم لعين نبرد كنم.
وهب هر چه سعى كرد كه او را برگرداند، نتوانست.
امام حسين (ع) فرياد زد: «برگرد، جهاد بر زنان واجب نيست، خداوند به شما جزاى خير دهد و تو را مبارك گرداند.» وقتى وهب به شهادت رسيد، همسرش به سمت ميدان دويد تا در آخرين لحظات، كنار همسرش باشد كه در اين هنگام، يكى از كوفيان با ضربتى او را به شهادت رسانيد. دشمن سر وهب را به سوى مادرش پرتاب كرد. مادر سر او را برداشت، بوسيد و گفت:
شكر خدايى را كه با شهادت تو مرا در نزد امام رو سپيد گردانيد. اى امت بدكار! بدانيد كه حاكم فقط خداست و من شهادت مى‌دهم كه نصارا در بيعه‌ها و يهود در كنيسه‌ها از شما بهترند.
پس از آن سر فرزندش را به سوى دشمن انداخت. سپس عمود خيمه را كند و به آنان حمله برد. امام حسين (ع) او را به بازگشت امر كرد و فرمود:
تو در بهشت با جدم رسول خدا خواهى بود. «١» ٧. همسر عبداللَّه بن عمير اين بانوى قهرمان با شوهرش، افتخار حضور در صحنه كربلا را داشت. وقتى در كوفه بودند، روزى شوهرش عبداللَّه ديد كه كوفيان خود را براى جنگ با فرزند پيامبر مهيا مى‌كنند. با خود گفت: هميشه آرزو مى‌كردم با اهل شرك به جهاد بپردازم. اميدوارم جهاد با كسانى كه به جنگ دختر زاده رسول خدا مى‌روند، كمتر از جنگ با مشركان نباشد.