زنان و سياست در اسلام

زنان و سياست در اسلام - زمانی، حبیب - الصفحة ٧٣

كه آقاى جوانان بهشت و پايگاه و پناهگاه جمع شما بود؟ دردِ شما را درمان مى‌كرد و حافظ شما از پيشامدهاى بد و مرجع شما در اختلافات بود. چه بد بارى براى قيامت خود به دوش گرفتيد. نابودى بر شما باد. تلاشتان بى‌نتيجه ماند و دستهاتان از كار افتاد و سرمايه را در معامله از دست داديد. قرين خشم خدا شديد و مُهر خوارى و پستى بر جبين شما زده شد. واى بر شما اى اهل كوفه! مى‌دانيد كدام جگرى از رسول خدا را شكافتيد؟ كدام پرده نشينانى را از پرده بيرون كشيديد!؟ چه پرده حرمتى از او دريديد؟! چه خونى از او را ريختيد؟! جنايتى كرديد كه چه بسا آسمان‌ها از (عظمت اين مصيبت) فرو ريزد و زمين از هم بپاشد و كوه‌ها با خاك يكسان شود. شما رنج و تيرگى و سرگردانى و بى‌خودى و زشتى‌اى به ظرفيت زمين و آسمان به جا آورديد. آيا از اينكه آسمان خون ببارد تعجب مى‌كنيد؟ هر آينه عذاب و شكنجه آخرت خوار كننده‌تر و شكننده‌تر است و شما را ياورى نخواهد بود. مهلت الهى شما را خيره‌سر نكند، زيرا كه سرعت و سبقت شما، او را به عجله وا نمى‌دارد و ترس از دست رفتن فرصت ندارد و بى‌شك در كمين ستمگران است. «١» پس از ورود اهل بيت به مجلس ابن زياد، حضرت زينب (س) با جامه‌اى كهنه و به طور ناشناس، باوقار و عظمت، بدون اعتنا به حاكم و اطرافيان در گوشه مجلس نشست. ابن زياد پرسيد: «كيستى؟» ولى جوابى نشنيد. او سه بار سؤال خود را تكرار كرد، اما حضرت زينب (س) براى تحقير او جواب نداد. سرانجام يكى از اطرافيان گفت: زينب دختر على بن ابى طالب است. ابن زياد كه از بى اعتنايى بانو خشمگين شده بود، گفت: «سپاس خدا را كه شما را رسوا نمود و اخبارتان را دروغ گردانيد.» حضرت زينب جواب داد: «سپاس خدا را كه ما را به واسطه پيامبرش گرامى داشت و از آلودگى و پليدى، پاك ساخت. گناهكار رسوا مى‌گردد و بدكار دروغ مى‌گويد، و او ما نيستيم.» «كار خدا را با خاندان خويش چگونه ديدى؟» حضرت زينب (س) فرمود: «جز نيكويى و خوبى نديدم. خداوند بر آنها شهادت را مقدّر فرموده بود و آنان با شجاعت به قتلگاه خويش شتافتند و