زنان و سياست در اسلام - زمانی، حبیب - الصفحة ٤٦
كه زنان حق شركت در انتخابات نداشتند. پس از آن هم رژيم پهلوى تنها جهت بهرهبردارى سياسى فرمان اجازه شركت زنان در انتخابات را صادر نمود تا بتواند با تبليغات عوام فريبانه از تساوى و برابرى حقوق زن و مرد دم زند و بدين وسيله مخالفان خود را منزوى نمايد. «١» ترديدى نيست كه مشاركت اجتماعى و سياسى بانوان پس از انقلاب تحولى شگرف و بى سابقه يافته است. با پيروزى انقلاب اسلامى ايران به لطف انديشه فروزان امام خمينى (ره) افق جديدى در عرصه سياسى براى زنان روشن گرديد و فضاى مناسبى براى مشاركت سياسى آنها فراهم شد؛ به گونهاى كه امروزه ميليونها زن مسلمان ايرانى در صحنه انتخابات و راهپيمايىهاى سراسرى دوشادوش مردان در سرنوشت و مقدرات مملكت خود دخالت مىكنند.
بنيانگذار انقلاب اسلامى مشاركت سياسى را امرى واجب و فريضهاى الهى برشمرده و در اين مسئله تفاوتى ميان زن و مرد قائل نشدهاند. ايشان با تأكيد بر حضور زنان در عرصههاى سياسى، آنان را به شركت در همه پرسىها مكلّف مىسازند:
به زن و مرد و آن كسى كه به حدّ رأى دادن قانونى رسيده واجب است، اين مسئله كه در پاى صندوقها حاضر بشوند و رأى بدهند ... بايد همه شما، همه ما زن و مرد، هر مكلف همان طور كه بايد نماز بخواند همان طور بايد سرنوشت خودش را تعيين كند. «٢» بدين ترتيب پس از استقرار جمهورى اسلامى ايران بر سهم مشاركت سياسى زنان افزوده شد و آنان شركت در انتخابات را وظيفه ملى و اسلامى خود دانستند. «٣» اين تمهيد حساب شده در واقع زنان را به حضور فعال در سرنوشت سياسى خويش دعوت مىكرد و آنان را به پاى صندوقهاى رأى مىكشاند كه جلوههاى آن را مىتوان در حضور گسترده و پررنگ زنان در انتخاباتهاى متعدد پس از انقلاب مشاهده كرد.