زنان و سياست در اسلام - زمانی، حبیب - الصفحة ٣٩
ابن خلدون در بيان معناى بيعت مىنويسد:
بايد دانست كه بيعت عبارت از پيمان بستن به فرمانبرى و طاعت است. بيعت كننده با امير خويش پيمان مىبست كه در امور مربوطه به خود و مسلمانان تسليم نظر وى باشد و در هيچ چيز از امور مزبور با او به ستيز برنخيزد و تكاليفى را كه بر عهده وى مىگذارد و وى را به انجام آن تكاليف مكلّف مىسازد اطاعت كند، خواه آن تكليف به دلخواه او باشد و خواه مخالف ميلش. و چنين مرسوم بود كه هرگاه با امير بيعت مىكردند و بر آن پيمان مىبستند دست خود را به منظور استوارى و تأكيد پيمان در دست امير مىگذاشتند و چون اين شيوه به عمل فروشنده و خريدار شبيه بوده است، آنرا «بيعت» ناميدهاند كه مصدر «باع» (خريد و فروش) مىباشد و مصافحه كردن با دستها بيعت شده است و مفهوم آن در عرف لغت و تداول شرع همين است. «١» بدين ترتيب بيعت در حقوق سياسى اسلام شيوهاى است كه بر اساس آن بيعت كنندگان زمامدارى و حاكميت كسى را كه با او بيعت مىكنند مىپذيرند و اعلام مىدارند كه در هر شرايطى از اوامر او اطاعت خواهند كرد و در پيروى از او سستى به خود راه نخواهند داد.
تاريخچه بيعت در اسلام بيعت در فرهنگ سياسى مسلمانان و حتى در ميان اعراب پيش از اسلام، رايج و شايع بوده و پيشينهاى دراز دارد. قراين نشان مىدهد بيعت از ابداعات مسلمانان نبوده بلكه سنتى رايج ميان عرب بوده است؛ آنها به هنگام پذيرش مهترى رئيس قبيله يا سركرده خود يا هنگام تعهد انجام كارى براى وى، دست خود را در دست او گذاشته و وفادارى خويش را اعلام مىداشتهاند. بر اين اساس اعراب با مسئله بيعت آشنا بودند و به همين دليل هنگام بيعت مردم يثرب با پيامبر در عقبه برخورد آنان با مسئله بيعت برخورد با يك امر آشنا بود.
پس از ظهور اسلام در دوران نبىّ مكرم اسلام رسم بيعت تداوم يافت. تاريخ نويسان در سيره رسول اللَّه (ص) سلسله بيعتهايى را كه مسلمانان و نومسلمانان با پيامبر (ص) به انجام مىرساندند،