زنان و سياست در اسلام - زمانی، حبیب - الصفحة ١٤
همخوانى دارد؛ در حالى كه شناخت صحيح و واقعبينانه و جامع از دين كه از دقت در منابع دينى نظير قرآن كريم و سنت معصومين و نيز از برداشت علماى تيزبين طى قرون و اعصار گذشته به دست مىآيد، نشان مىدهد كه دين در تقابل با نظريههاى سكولاريستى است و دين اسلام هرگز مأموريت خود را منحصر به جنبههاى فردى زندگى بشر نكرده، بلكه مىخواهد تا با آموزههاى همه جانبه خود به اداره جامعه نيز بپردازد و زندگانى بشر را از تاريكيهاى جهل، ستم، استثمار و بندگى طاغوتها برهاند و او را به هدايت و تكامل واقعى خود برساند كه در قرب به خداوند نهفته است. موضوع اثبات اجتماعى بودن اسلام با مراجعه به متون دينى و بررسى آيات قرآن كريم به دست مىآيد. ما در اينجا به طور مختصر به اين مسأله اشاره مىكنيم.
اجتماعى بودن اسلام شالوده دين اسلام بر اجتماع بنا شده است و در هيچ شأنى از شئون بشرى، اجتماع را مهمل نگذاشته است. اجراى بسيارى از وظايف و تكاليف اسلامى، به تشكيل اجتماع نياز دارد و ظرف اجتماعى مىخواهد. از دهها باب فقه اسلامى جز چند مورد، بقيه جنبههاى سياسى- اجتماعى دارد و مسلمانان را براى دخالت در امور اجتماعى مكلّف مىسازد. حتى آنچه به عنوان اخلاق اسلامى و عبادات فردى مطرح است، داراى جنبههاى اجتماعى است.
انسان در اسلام واحد مستقل و مجزايى نيست كه فقط داراى وظايف فردى است، بلكه روابط او با اجتماع و جامعه بشريت گره خورده است. «١» پيامبر اكرم (ص) در نكوهش ترك اجتماع مسلمانان مىفرمايد:
مَنْ خَلَعَ جَماعَةَ الْمُسلِمين قَدْرَ شِبْرٍ، خَلَعَ رِبْقَ اْلِاسْلامِ مِنْ عُنُقِهِ. «٢» كسى كه يك وجب از جماعت مسلمانان فاصله بگيرد، از دايره اسلام خارج شده است.
امام صادق (ع) اجتماعى بودن را از ضروريات زندگى انسان دانسته و فرموده است: