عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج5) - منصورنژاد، محمد؛ شيخيان، على - الصفحة ٥٧ - فصل سوم بسيج اقشار مختلف مردم
صدام و اربابان او اصلاً قدرت مردمى را حساب نكرده بودند. . . در خلال جنگ ما شاهد بودهايم كه دهها و صدها هزار جوانى كه با شور و شوق به صحنهها مىآيند و با چه جانبازى سينه خود را سپر گلوله و خمپاره مىكنند و آرزوى شهادت دارند. مردان پير و جوانان و زنان كه گاهى با گريه و التماس خواستار اجازه هستند كه به جبهه بروند و به افتخار شهادت نايلآيند، يا پيرزنانى كه حتى لقمه نانشان را از فرزندان خود مىگيرند كه براى پشتيبانى از رزمندگان به جبهه بفرستند. [١]
وقتى از آقاى رفيقدوست، وزير سپاه در زمان جنگ، در بارۀ نقش حزباللّه در تأمين تداركات جنگ سؤال مىشود، پاسخ مىدهد:
حزباللّه اصولاً با كارى كه در اين جبههها كرده، فرهنگ تداركاتى را عوض كرده، به اين معنى كه براى تدارك جبههها معمولاً حد وسط را انتخاب مىكرديم، نه جنس بد مىخريديم و نه جنس بسيار خوب را جايز مىدانستيم براى جبههها تدارك كنيم، ولى ابعاد گستردۀ كمك حزباللّه به جبههها، اين فرهنگ را به اين صورت عوض كرد كه آن ها بهترين را در بيشترين كميّت به جبهه مىفرستادند. . . . هفتاد درصد جنگ را مردم اداره كردند. . . . منهاى مسائل صرفاً نظامى، بقيه احتياجات ما را در حدّ بسيار زياد و غير قابل تصورى تجهيز كردند تا آن جا كه امروز مىبينيم بعضى مواقع مجبور مىشويم بعضى از اقلام را برويم از جبهه برگردانيم و به جاهاى ديگر بفرستيم. . . ما امروز خيلى از اقلام را حزباللّه مراجعه مىكند و مىخواهد تهيه كند، بعضى موقع مجبور مىشويم بگوييم كه ما به اندازه كافى تهيه
[١] . نامۀ انقلاب اسلامى، سال اوّل، ش ٤، تير و مرداد ٦٠، ص ٤٨.