عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج5) - منصورنژاد، محمد؛ شيخيان، على - الصفحة ٧٤ - ٢-١ حضور زنان در ميدانهاى نبرد
حضور خواهران و مادران در جبههها تنها به امور پشتيبانى و امداد و. . . خلاصه نمىشد، بلكه خواهرانى نيز در كنار دلاورمردان جبههها مىجنگيدند. براى مثال، خواهر جانباز آمنه وهابزاده از خاطرات جنگش اينچنين مىگويد:
وقتى جنگ شروع شد، روز دهم همراه ٣٠٠ نفر از خواهران به جبهه اعزام شديم. وقتى به ماهشهر رسيديم، بعضى همانجا ماندند و من به همراه بقيه راهى خط مقدم شدم. آن زمان خط مقدم خرمشهر و آبادان بود. اين مدت همراه دكتر چمران بوديم و چون ايشان و همسر گراميشان قبلاً آموزش چريكى به ما داده بودند، حتى قرار شد [ه بود] همراهشان به لبنان برويم. خرمشهر كه سقوط كرد، ما تا پشت كشتارگاه عقب كشيديم و در بيمارستان ولىعصر (عج) مستقرشديم. چون خرمشهر از سكنه خالى شده بود، از ما خواستند تا از شهر خارج شويم. ما جزو آخرين نفراتى بوديم كه از خرمشهر خارج مىشديم. بعدها در عمليات ثامنالائمه، عمليات شكست حصر آبادان، و عمليات بيتالمقدس شركت كردم. والفجر ١ آخرين عملياتى بود كه در آن شركت داشتم، همانجا بود كه شيميايى شدم. كلاً هفت بار مجروح شدم. يكبار كه در همان منطقه خوب شدم، پاى چپم تركش خورده و تا حال سه بار عمل شده و احتمالاً آخر هم قطع خواهد شد و. . . . [١]
برادر جانباز ايرانخواه از خواهر رزمندهاى چنين گزارش مىكند:
ايشان كه بهعنوان ديدهبان به طرف بهمنشير رفته بود، با اطلاعات مؤثر و مفيدى كه از موقعيت دشمن مىداد، در موفقيت عمليات نقش تعيينكنندهاى را ايفا كرد. او نوۀ شهيد بزرگوار نواب صفوى بود. . . در آخرين
[١] . منظومۀ زينبيه، ص ٣٥-٣٦.