عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج5) - منصورنژاد، محمد؛ شيخيان، على - الصفحة ٢٥٠ - ٢-٦ تقويت روحيه رزمى
هستند كه سر ندارند و اگر شما را نداشته باشند، مثل كالبدى هستند كه قلب ندارند. . . فكر است كه انسان و جسم را نشاط مىبخشد، روحيه است كه به دست و پاى انسان قدرت مىدهد، قوّت قلب است كه پاى انسان را در ميدان جنگ و در ميدان خطر محكم نگه مىدارد و الاّ يك مشت استخوان پيكر مدرس كه چيزى نبود و با يك سيلى رضاخان آن طرف مىافتاد. آن چيزى كه مدرس را مدرس كرد، دل او بود.
من بارها گفتهام كه در ميدان جنگ آنچه اوّل مىگريزد و به هزيمت مىافتد، دل ما است و بعد جسم ما. اوّل دلمان را در مقابل خطر از دست مىدهيم و بعد جسممان به دشمن پشت مىكند. اين دل را چه كسى مىتواند آباد كند؟ اين ذهن را چه كسى مىتواند بانشاط نگه دارد؟ اين جان را چه كسى مىتواند شاداب حفظ كند؟ شما و نصايح بالغه و فكر دادنتان. شما اين را در جبهۀ جنگ بارها تجربه كردهايد، خود من هم تجربه كردهام. [١]
زمانى كه در تهييج، حركت دادن و هدايت نيروها، اسلحه كارآيى نداشت و فرمانده دچار مشكل مىشد، گاه يك روحانى رزمنده نقش معجزهآسايى ايفا مىكرد. در عمليات كربلاى ٥ يكى از فرماندهان در حالى كه هيجانزده بود و اشك مىريخت، نزد فرمانده لشكر سيدالشّهدا آمد و گفت:
در گردان من يك روحانى معجزه كرده و حماسه آفريده. گردان من در اثر آتش سنگين دشمن و وضعيت منطقه زمينگير شده و قادر به پيشروى نبود. من از موضع فرماندهى دستور دادم، پرخاش كردم، تمنّا كردم تا بتوانم نيروها را از اين حالت خارج كنم، ولى نتوانستم. ناگهان رزمنده جوانى ايستاد و گفت: بچّهها! شما همان بچههايى هستيد كه تا دو ساعت پيش، حسينجان، كربلا
[١] . حوزه و روحانيت، ج ١، ص ٩٥-٩٦.