عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج5) - منصورنژاد، محمد؛ شيخيان، على - الصفحة ١١٢ - ١-١ ارتش
اينها نديدهام. من قبلاً معتقد نبودم كه به بستان حمله كنيم، اما ديشب پى بردم كه نه تنها بايد حمله بكنيم، بلكه مطمئن باشيم كه پيروزيم. [١]
امير شهيد نياكى خود در مصاحبهاى مىگويد:
جهادگران (جهاد سازندگى) واقعاً فوق بشر هستند. . . نه طالب مقامند و نه در پى كسب جاه. . . جادههايى [را] براى ما ساختند كه دوستان نظامى ما غيرممكن مىدانستند و آنان درست كردند. پناهگاه، سنگر و بيمارستان صحرايى و منبع آب براى ما درست كردند. . . به نظر من جنگ را جهادگران و امدادگران پزشكى بردند. جرّاحى ١٩ ساعت مداوم در اطاق عمل حضور داشت. . . پرستاران و پزشكان و امدادگران پزشكى و رانندههاى آمبولانس كه در خطوط مقدم مىآيند و مجروحين را به پشت جبهه تخليه مىنمايند. . . ؛ پزشكان و جراحانى كه با فقط ٥ ساعت استراحت در شبانهروز، اعمال جراحى روى تمام رزمندگان ايرانى و حتى دشمن بعثى انجام مىدادند و باعث نجات جان آنان مىشدند، پرستارانى كه در شغل شريف پرستارى باتوجه بهتوان يك خانم، بيشتر از ١٤ ساعت در روز انجام وظيفه مىنمودند و ما خود را قاصر از اظهار تشكر از آنان مىدانيم.
حضور روحانيون متعهد اعزامى از تمام ايران كه در كنار ما در خط مقدم مىآيند، از سياسى ايدئولوژيك مىآيند و همچنين حضور مسؤولان و نمايندگان مجلس و افرادى بالاى ٦٠-٧٠ سال سن در جبهه باعث تقويت روحيه رزمندگان اسلام مىگردد. . . . ما واقعاً خود را مديون مراحم و الطاف بىپايان امّت حزباللّه احساس [مى] نماييم و بر اين باور معتقدتر گرديديم كه حتى اگر جان ناقابل خويش را در دفاع از آرمان جمهورى اسلامى و در راه آسايش اين
[١] . صف، ش ٦٢، بهمن ٦٢، ص ٦١.