عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج5) - منصورنژاد، محمد؛ شيخيان، على - الصفحة ١٧٩ - ٦ حصر آبادان و عمليات ثامنالائمه
ذهن بنىصدر بود و خدا رحم كرد كه آن فرمان امام در امر شكستن حصر آبادان صادر شد و الاّ اگر امام نبود اينها كوتاهى مىكردند و حصر آبادان تا مدتها بعد هم شايد مىماند. [١]
بيان خاطرات مقام معظم رهبرى در بارۀ عمليات ظفرمند ثامنالائمه، بهترين و شيواترين سخن در بارۀ نقش ايشان در اين عمليات است:
همانطور كه مىدانيد محاصرۀ آبادان بهتدريج انجام گرفت، يعنى از اولين ماههاى جنگ و شايد از اولين هفتههاى جنگ بود كه عراقىها از محور طلايه و حسينيه وارد شدند، مرز را شكافتند و به طرف اهواز آمدند. يكى از كارهايشان اين بود كه خودشان را به رودخانه كارون رساندند، در آنجا پادگان حميد را گرفتند و تأسيسات آن را ويران كردند. علاوه بر آن، بخشهاى وسيعى از امكانات طبيعى آن منطقه را به تصرف خود درآوردند. يكى از كارهاى برادران رزمنده ما اين بود كه به مواضع اشغالى آنها نفوذ كنند و ضربه بزنند و برگردند.
در همان اوقات بچههاى ما شروع به استقرار در مقابل مواضع و استحكامات دشمن در آن سوى رود كارون يعنى در حدود دارخوين كردند. در ميان آن برادران، يكى هم برادرمان رحيم صفوى بود كه در كردستان در كنار سرهنگ صيّاد شيرازى جنگيده بود و جوان مؤمن و صالح و خوبى بود. او عدّهاى از برادران را آورده بود و با امكانات محدودى در مقابل دشمن به مقاومت مىپرداختند.
آن موقع در آبادان هم برادران سپاه و هم نيروهاى متفرقه حضور داشتند، امّا بدون انسجام؛ همۀ آنها به اين نيّت به آنجا ريخته بودند كه دشمن را كه
[١] . حماسه مقاومت، ج ٢، ص ١١.