عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج5) - منصورنژاد، محمد؛ شيخيان، على - الصفحة ٣٣ - ١ دين اسلام
اى مردم، ما همۀ شما را نخست از مرد و زنى آفريديم و آنگاه شعبههاى بسيار و فِرَق مختلف گردانيديم تا يكديگر را بشناسيد. بزرگوارترين شما نزد خدا باتقواترين شماست.
پرسش اين است كه آيا خداوند اين شعب و قبائل را براى اختلافات طايفهاى و قبيلگى قرار داده است؟ پاسخ منفى است، زيرا قرآن مىفرمايد ما شما را شعبه شعبه و قبيله قبيله قرار داديم تا همديگر را بشناسيد و با يكديگر انس پيدا كنيد و هيچ قومى بر قوم ديگر به لحاظ قوميّت و خِلقت برترى ندارد و آنچه وسيلۀ امتياز نزد خداوند است، تقوا است.
آيةاللّه جوادى آملى معتقد است كه وحدت انسانى ممكن است و ريشه آنرا هم بايد در فطرتانسانى و در درون آدميان جست:
ما با داشتن همه نيروهاى دركى و كششى گوناگون، مأمور به وحدتيم و از تفرقه نهى شدهايم. اين كه خدا ما را گوناگون آفريد و به وحدت امر كرد و از تفرقه بازداشت، نشانگر اين حقيقت است كه رسيدن به وحدت ميسّر و پرهيز از تفرقه ممكن است. . . . به ما آموختهاند كه وحدت يك قرارداد تجارى يا نظامى يا صناعى نيست كه روزى امضا شود و روز ديگر لغو گردد. . . ذات اقدس اله وحدت را قراردادى و اعتبارى قرار نداد، بلكه فرمود: ريشۀ وحدت در جان همۀ شما است. گرچه انسانها داراى زبانها و زمانها و چهرههاى گوناگوناند، ولى هيچيك مقوّم انسانيّت انسان نيست. انسانيّت انسان به فطرت است و آن هم در همه به طور يكسان است. اين عامل وحدت از درون، جوشان، ثابت و پايدار است. . . . [١]
دو-وحدت اديان ابراهيمى: قرآن مجيد به وحدت همه اديان توحيدى نيز اشاره دارد؛ چنانكه در آيات زير مىخوانيم:
[١] . منشور همبستگى، ص ٢٨-٢٩.