عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج5) - منصورنژاد، محمد؛ شيخيان، على - الصفحة ٢١٣ - ٥-١ مكاتبه با رئيسجمهور عراق
كردهبود، از ايران تقاضاى صلح نمود. آيةاللّه هاشمىرفسنجانى به عنوان رئيس جمهور وقت ايران، مخاطب اين درخواست بود.
در فاصلۀ زمانى ٢/٢/٦٩ (اولين نامه صدام) تا ٢٣/٥/٦٩ (آخرين نامه آيةالله هاشمى) ، شش نامه از سوى صدام و چهار نامه از سوى رياست جمهورى اسلامى ايران مبادله شد.
اولين نامه صدام به همراه نامهاى از ياسر عرفات به وسيلۀ نمايندۀ ويژه سازمان آزادىبخش فلسطين خطاب به مقام معظم رهبرى و رياست جمهورى به تهران رسيد. بلافاصله شوراى عالى امنيت ملّى در حضور مقام معظم رهبرى و با شركت مشاوران ايشان و رياست جمهورى تشكيل جلسه داد و پاسخ دقيق و همهجانبهاى تهيه و از طريق نمايندگى ايران در ژنو به نمايندگى عراق تحويل شد. آية اللّه هاشمى در بارۀ اين مكاتبات مىگويد:
هنوز ما فكر نمىكرديم كه او به كويت حمله كند؛ باعث تعجّب ما شد. در روزهاى اوّل با ترديد به نامه نگاه كرديم. پيشنهاد صدام انجام ملاقاتى بين سران ايران و عراق در مكّه مكرمه بهمنظور حلّ اختلافات بود. با بحثهايى كه كرديم به اين نتيجه رسيديم كه جدّى است. با مشورتهاى زياد، جواب نامه را من دادم. بعضىها مخالف بودند كه جواب بدهيم، چون هنوز شرايط و روابط ما با آنها تلخ و شكننده بود. من جواب دادم. هم نامه و هم متن جواب را علنى كرديم و چيزى مخفى نگذاشتيم.
چند نامه بين ما و صدام رد و بدل شد. در هر نامهاى هم يك گام به جلو مىرفتيم. براى ما كمكم روشن شد كه صدام حسين برنامهاى دارد كه نياز به كم شدن تشنّج بين ما و عراق دارد. در اين مورد هم عجله دارد. البته اطلاعات ديگرى هم از اطراف به دست آورديم. ما قدم به قدم همۀ خواستههايمان را