عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج5) - منصورنژاد، محمد؛ شيخيان، على - الصفحة ٢٥١ - ٢-٦ تقويت روحيه رزمى
مىگفتيد. حسين همان حسين، و كربلا همان كربلا است. من روحانى گردان شما، غلامعباس محمّدى هستم. سپس عمامهاش را از كولهپشتىاش درآورد و روى سرش گذاشت و گفت: هركس كه عاشق صحن و سراى ابىعبداللّه است، دنبال من حركت كند. اين را گفت و راه افتاد و گردان هم بىاختيار پشت سرش حركت كرد و اوّلين شهيد گردان هم اين طلبه بود. [١]
به هنگام ناكامى و مشكلات روحى و روانى ناشى از آن، باز هم روحانيون رزمندگان مأيوس را به نصرت الهى اميدوار و براى عملياتهاى بزرگ ديگر آماده مىكردند. پس از عمليات ناموفق كربلاى ٤، فشار روانى ناشى از اين ناكامى آمادگى نيروها را براى شركت در عمليات بعدى و حتّى توان ماندن در خطّ مقدم را بهشدت كاهش داده بود. همه سخن از عدم آمادگى مىكردند، امّا موقعيت جنگ ايجاب مىكرد كه بچّهها در منطقه بمانند و فرماندهان هم مرخصىها را لغو كردند.
در چنين شرايطى، گرۀ كار لشكر خطشكن ١٧ علىبن ابىطالب به دست شهيد حجةالاسلام سعيدى گشودنى بود. او با محبوبيّتى كه بين بچّهها داشت، گردان به گردان مىرفت و با سخنان دلنشين خود، بچّهها را متقاعد مىكرد تا براى عمليات بعد منطقه را ترك نكنند. با اين كار، اكثر بچههاى گردانها روحيه خود را به دست آوردند و در نظرخواهى معلوم شد بهجز افرادى كه مشكل حادّى دارند، هيچ رزمندهاى حاضر به ترك منطقه نيست. مىتوان حضور قهرمانانه بچّههاى اين لشكر را در آن عمليات، مرهون انفاس قدسى آن روحانى عزيز دانست. [٢]
[١] . رسالت،١٧/٧/٧٠، ص ١٤. (فرمانده تيپ ٨٣ امام جعفر صادق با اندكى تصرّف) .
[٢] . ستارگان خاكى، ص ٥١-٥٢.