عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج5) - منصورنژاد، محمد؛ شيخيان، على - الصفحة ٢٠٥ - ٢-١ فرماندهى عالى جنگ
و ارتش در عرصه نبرد در اين عمليات بزرگ است. ايشان در اين باره مىگويد:
اوايل شب در قرارگاه نجف منتظرمان بودند، [به] فرمانده سپاه براى شمال جبهه كه بايد از هور و طلايه وارد عمل شود رسيديم. بعد از نماز مغرب با حضور فرماندهان سپاه و ارتش، آمادگىها، پيشرفت كارها، كمبودها و نقشههاى عمليات را رسيدگى كرديم. . . . دو ساعت قبل از شروع عمليات خيبر با دو قرارگاه تاكتيكى مذاكره كردم، كارها را بررسى نمودم. . . مغرب به قرارگاه اطلاع دادم كه عمليات را شروع كنند و منتظر مراسم رسمى پخش دستور قرارگاه مركزى نمانند. . . .
شب در اتاق مخصوص از طريق بىسيمها و تلفنها عمليات را كنترل و تعقيب كرديم. . . براى نجات نيروهاى قرارگاه نصر به نيروى هوايى گفتم دشمن را بزند. مرتّب درخواست اعزام نيرو با هلىكوپتر از قرارگاه نجف مىرسيد، . . . در قرارگاه نجف به جمعبندى نتايج عمليات نشستيم. اين قرارگاه ٥٠%موفق بود، تغييراتى در مأموريتها داده شد و ابلاغ كردم.
فرماندهان لشكرها و تيپها و گردانهاى عملكننده قرارگاه كربلا كه اصلاً موفق نبودند را احضار كردم. بعضى سرخورده بودند و دلداريشان دادم، اظهار آمادگى براى عمل كردند، امّا نه در همان محور. صبح زود خبر رسيد كه دو شهر بروجرد و خرمآباد را عراق با موشك زده و تلفاتى داشتهايم. گفتم خبر تصرف جزاير نفتخيز مجنون را بزرگ كنند براى جبران تبليغات صدام، و شهرهاى عراق را از پاوه بزنند. نيروى هوايى هم در اين رابطه دو-سه عمليات كرد. خبر رسيد كه كوهدشت و پلدختر و مهاباد را بمباران كردهاند، با نيروى هوايى صحبت شد تا به تلافى آن بغداد را بزند.