عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج5) - منصورنژاد، محمد؛ شيخيان، على - الصفحة ١١٩ - ٢-١ سپاه و بسيج
است. اين تيپ در مرحلۀ اول مانور بزرگش ٥٠٠٠ نيروى آفتابسوخته هرمزگان را به صحنه عمليات آبى-خاكى و دريايى كشاند. [١]
در خاتمۀ اين بخش از بحث در يك ارزيابى گذرا از نقش سپاه در جنگ بايد گفت: سپاه پاسداران انقلاب اسلامى در شرايطى بيشترين نيروها و پيچيدهترين عملياتها را مديريت كرد [٢]و در كنار ساير نيروهاى مسلح عمل نمود كه اولاً، در ابتداى جنگ يك سازمان نوپا و محدود بود، ثانياً، از نظر تجهيزات و آموزش پس از گذشتن ماهها از جنگ تازه به سلاحى درحد آرپىجى-٧ دست يافت و در اين بُعد نيز از صفر شروع نمود. بنابراين، سپاه از يكسو در دفاع مقدس حضورى پرقدرت داشت و از سويى مظهر و سمبل وحدت مردمى نيروهاى گوناگون تحت عنوان بسيج مستضعفين بود؛ ضمن آن كه با ساير نيروهاى عملكننده در جنگ نيز همكارى كامل را داشت.
حاصل بحث نيروهاى نظامى اين است كه فرماندهان ارتشى و سپاهى ضمن اذعان به وحدت و هماهنگى معتقد بودند كه هرچه از دفاع مقدس مىگذشت اين انسجام عميقتر شده و پيروزىها محصول اين همدلىها بوده است. آنان همچنين خود را از مردم جدا ندانسته و فداكارىهاى مردم را چشمگير و خود را مديون فداكارىهاى ملت مىدانستند. بهترين سمبل هماهنگى مردم در پشت جبهه و جبهه، نيروهاى بسيجى بودند كه تحت فرماندهى سپاه سامان يافته و دفاع مقدس را مردمى، همهگير و شكستناپذير نمودند. شايان
[١] . جمهورى اسلامى،٨/٩/٦٦، ص ٨.
[٢] . در عمليات والفجر ٨ يكشبه ١٥٠ هزار نفر از اروند عبور كردند، آن هم در رودى به عمق ١١متر و عرض ٦٠٠ تا ١٢٠٠ متر و بدون پل، وانگهى اين رودخانه، رود عادى نبود، جزر و مد داشت، ساعت ١١ جزر شده بود و با پايين رفتن آب امكان استفاده از ساحل نبود و. . . . (مجموعۀ مقالات اولين كنفرانس بررسى دفاع مقدس، ص ٢١) .