عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج5) - منصورنژاد، محمد؛ شيخيان، على - الصفحة ١١٧ - ٢-١ سپاه و بسيج
توان سپاه در هماهنگ كردن نيروهاى بسيجى در سالهاى پايانى جنگ بهحدى رسيد كه توانست مانور صدها هزار نفرۀ سپاهيان محمد را برگزار كند و اين نيروها را بعد از آموزش و تجهيز، عليه نيروهاى بعثى وارد عمل نمايد. در سال ٦٦ در گزارشى آمده است:
١٥٠ گردان بسيجى از تهران در قالب سپاهيان حضرت محمد عازم ميادين نبرد شدند. سپاهيان پرتوان حضرت محمّد متشكل از نيروهاى جان بركف بسيج، بسيج ادارات و كارخانجات و ديگر اقشار مردم استان تهران در يك راهپيمايى عظيم و باشكوه كه تبلور ايمان را در تجلّىگاه ايران اسلامى به معرض نمايش گذاشته بودند، ضمن تأكيد مجدد بر پيمان ناگسستنى خود با رهبرى انقلاب اسلامى، آمادگى و عزم راسخ خود را براى مقابله با هرگونه توطئۀ دشمنان انقلاب اسلامى و ادامه جنگ تا پيروزى نهايى اعلام داشتند. [١]
در چنين گزارشهايى از يك سو نقش قوى و مؤثر سپاه در دفاع مقدس و سازماندهى نيروها و از سوى ديگر وحدت اقشار مختلف و اتحاد نيروها در بستر بسيج مستضعفين به خوبى متجلّى است.
نقش سپاه در مديريت نيروهاى بسيج در جنگ، ريشه در پايگاههاى مقاومت شهر و روستا و ادارات و. . . داشت كه فضاى جنگ را در پشت جبهه گرم نگه مىداشتند و دفاع مقدس را پشتيبانى مىكردند. اين پايگاهها ضمن تأمين امنيّت داخلى، نيروهاى مردمى را به سوى جبهههاى جنگ اعزام مىكردند. براى مثال، آقاى سعادتى، فرمانده بسيج مازندران در زمان جنگ مىگويد:
سپاه استان مازندران با ٧١٥٠ رده مقاومت در قالب پايگاههاى مقاومت شهرى و روستايى توانسته است اقشار مختلف مردم را آمادۀ حراست از انقلاب
[١] . جمهورى اسلامى،١١/٩/٦٦، ص ١٢.