سرداران صدر اسلام(ج8) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٤
است، ناگزير از نقل و بررسى بعضى روايات و لغات هستيم.
«شرطَة» در لغت به معنى گرو، گروگان «١»، شرط و پيمان «٢» آمده است. در اصطلاح علوم نظامى و اجتماعى، «شرطة» به افراد و گروه خاصى اطلاق مىشود.
در فرهنگ نفيسى چنين آمده است: «شرطة» به اوّلين گروه از لشگر گفته مىشود كه درجنگ حاضر شده و آماده مرگ باشند» «٣» به عبارت ديگر در زمانهاى گذشته صف شكنان و خط شكنان جبهه نبرد را شرطة مىگفتند.
صاحب «بهجة الامال» در اين مورد مىنويسد:
شرطة از شرط، مشتق شده است و آن يا به معنى علامت و نشان است (چون شرطيان، علامتها و نشانهايى داشتند كه باآن شناخته مىشدند) ويا اينكه شَرط به معنى آمادگى است، زيرا آنان براى نبرد و دفع دشمن، هميشه حاضر و آماده بودند. «٤» ابن اثير مىگويد: «در حديث ابن مسعود آمده است كه: با شرطه شرط مىشود كه از جنگ باز نگردد مگر اينكه پيروز باشد.» «٥» اينكه چرا اين گروه خاص از ياران حضرت امير (ع) را «شرطة الخميس» مىگفتند، دليل خاصى دارد. ابتدا بهتر است از خود اصبغ اين مسأله را جويا شويم:
از اصبغ پرسيده شد، چگونه و به چه دليل على عليه السلام گروه شما را به اين نام (شرطة الخميس) ناميده است؟ او در پاسخ گفت ما با على (ع) شرط