سرداران صدر اسلام(ج8)

سرداران صدر اسلام(ج8) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٢

عايشه را برانگيخته بود به گونه‌اى كه مورد لعن و نفرين عايشه قرار گفت و گفت:
«خدا خون فرزند بديل را به سبب گمراهى‌اش بريزد.» «١» در جنگ جمل‌ عبدالله در واقعه جمل اين گونه سروده است:
اى ياران! چه حادثه بس بزرگى روى داده است! جنگ با جانشين پيامبر و اين جنگ گريزناپذير است.
آن كس كه با پرهيزكارى حكومت مى‌كند.
در زمانى كه دشمنانش شش و پنج مى‌شمارند. «٢» پيش از آغاز نبرد، على (ع) در ميان سپاهيان خود ايستاد و چند فرمان نظامى را به آنان ابلاغ كرد. در هنگام سخنرانى تيرى از سوى دشمن رها شد و به فرزند عبدالله بن بديل اصابت كرد و او را به شهادت رساند. پدرش با كمك عبدالله بن عباس جسدش را حمل كرده، و در برابر على (ع) بر زمين نهادند.
عبدالله بن بديل گفت: اى امير مؤمنان، تا كى گلوهايمان را در برابر تيرهاى دشمنان قرار دهيم تا ما را يكى پس از ديگرى بكشند، اگر مقصود شما اتمام حجت با دشمن است به خدا سوگند كه اتمام حجت كردى. «٣» مسعودى در مروج الذهب و ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه اين داستان را ثبت كرده‌اند، تنها با اين اختلاف كه آنان برادر عبدالله را كشته تير دشمن ذكر كرده‌اند. «٤»