سرداران صدر اسلام(ج8) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٥
شويد. براى برادرانمان وقتى معيّن كردهايم كه بيايند و در محلّى ما را ملاقات كنند. وقت، اوّل ماه ربيعالآخر سال ٦٥ و محل ملاقات، نُخَيْله است. خواستيم شما را كه پيوسته ياران، برادران و همدلان ما بودهايد، به اين كار- كه خدا براى برادرانتان خواسته و چنان مىنمايند كه مىخواهند به وسيله آن توبه كنند- دعوت كنيم كه شما شايستهايد كه فضيلت بجوييد و ثواب بخواهيد و از گناه به پيشگاه پروردگارتان توبه بريد. گر چه در اين كار قطع گردنها، كشته شدن اولاد، مصادره اموال و هلاك عشاير باشد سپس نامه را با ياد شهيدان قيام، حجر بن عدى و تشويق آنها به شركت در جهاد به پايان مىبرد. «١» شيعيان مداين و بصره پس از آگاهى از نامه سليمان، دعوت وى را پذيرفتند و اعلام داشتند كه خود را براى قيام آماده خواهند كرد. «٢» خريد سلاح و ساز و برگ نظامى و گردآورى كمكهاى مردمى: ياران سليمان به صورت پنهانى اسلحه و تجهيزات نظامى را از بازار مىخريدند. هر يك از نيروهاى توّابين، دور از چشم پاسبانان و جاسوسان حكومت وسائل زرمى خود را تهيّه مىكردند. «٣» سليمان، عبداللهبن وال (از مشاوران نظامى قيام توّابين) را مسؤول جمعآورى كمكهاى مردمى قرار داد. تا بدين وسيله اندكى به ياران تنگدست خود كمك كند. «٤» نرمش فرماندار كوفه و استفاده توّابين از اين فرصت: موقعيّتى كه در جريان