سرداران صدر اسلام(ج8)

سرداران صدر اسلام(ج8) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٨

شيعيان را به آمدن به نخيله و پيوستن به سپاه توّابين تشويق مى‌كردند. «١» يكى از شعارهايى كه سفيران سليمان در كوچه‌ها و خيابانهاى كوفه سر مى‌دادند، اين بود: هر كه خواستار بهشت، رضايت پروردگار و توبه مى‌باشد و از يارى نكردن امام حسين (ع) پشيمان است، به سليمان‌بن صرد در نخيله بپيوندد. «٢» سليمان‌بن صرد شب را به صبح نبرده بود كه معادل آن گروه كه به هنگام ورود وى در اردوگاه بودند، سوى وى آمدند. «٣» سليمان هنگام صبح به دفترى كه اسمهاى شانزده هزار رزمنده داوطلب در آن نوشته شده بود، نگاهى انداخت «٤» و گفت: «سبحان اللّه از شانزده هزار كس، بيشتر از چهار هزار كس پيش ما نيامده‌اند.» «٥» حميدبن مسلم گويد: به سليمان‌بن صرد گفتم: به خدا، مختار افراد را از تو باز مى‌دارد. من جزو سه نفرى بودم كه زودتر از همه پيش وى رسيديم شنيدم كسانى از ياران وى مى‌گفتند: دو هزار نفر فراهم آورديم. (سليمان) گفت: گيرم آن هم شد. چرا ده هزار نفر از ما بازمانده‌اند؟ مگر اينان ايمان ندارند؟ مگر از خدا نمى‌ترسند؟ مگر خدا را و آن پيمان و قرارها كه درباره يارى و جهاد، با ما كرده‌اند، از ياد برده‌اند؟ «٦»