سرداران صدر اسلام(ج8)

سرداران صدر اسلام(ج8) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٩

«قسم به خدا نمى‌توانى ما را با اين مطالب متهم كنى.» پس از امضاء پيمان «حُديبيّه» بديل و جمعى از قبيله خزاعه كه محرم راز پيامبربودند به حضور آن حضرت رسيدند. خزاعه كه شاخه‌اى از قبيله بزرگ تهامه بود. برخى از آنان مسلمان و عده‌اى ديگر هم پيمان و رازدار پيامبر (ص) بودند. از اين رو آنها گزارشى را از رسول خدا (ص) پنهان نمى‌كردند. «١» هنگامى كه رسول خدا از «حُديبيّه» بازگشت، از قبيله خزاعه كسى نماند مگر اينكه اسلام را پذيرفت، و پيامبر (ص) را تصديق نمود؛ در صورتى كه پيش از آن، تعداد اندكى مسلمان شده بودند. در اين زمان پيامبر (ص) نامه‌اى به سران خزاعه نگاشت:
«بسم الله الرحمن الرحيم. از محمد رسول خدا به بُدَيل و بِشْرْ و سران بنى عمرو، درود برشما ...» «٢» آنگاه كه رسول خدا در تدارك فتح مكه بود پيكهايى به اعراب باديه نشين ومسلمانانى كه در اطراف زندگى مى‌كردند فرستاد، آن حضرت آنان را جهت شركت در جنگ فرا خواند. در اين رابطه آن حضرت بشر بن سفيان و بديل بن ورقاء را به قبيله بنى كعب از شاخه‌هاى بنى عمره فرستاد. «٣» بنابر نقل ابن اثير در اسد الغابه بديل در نهايت در زمان حيات پيامبر صلى الله عليه و آله زندگى را بدرود گفت. «٤» بازگشت به عبدالله‌ عبدالله يكى از شخصيتهاى برجسته و والاى صدر اسلام است. او در ميان ياران پيامبر (ص) يكى از سه قارى و حافظ قرآن به شمار مى‌رفت، اين سه تن عبارت بودند از: عمار، قيس بن سعد و عبدالله بن بديل خزاعى. «٥»