سرداران صدر اسلام(ج8) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٧
فرزندش عبدالله در توصيف پدر چنين مىگويد:
«پيامبر (ص) براى پدرم بديل نامهاى نوشت، پدرم نامه را به من داد و گفت: فرزندم ايننامه رسول خدا (ص) است، يكديگر را به اين نامه سفارش كنيد، تا زمانى كه اين نامه در ميان شما هست در خير و خوبى خواهيد بود، و نامه به خط علىبن ابى طالب عليه السلام بود» به احتمال زياد بديل شيعه بود، زيرا قبيله خزاعه به تشيع معروف بودند. «١» در عهد نامه صلح حُديبيّه، قبيله خزاعه هم پيمان رسول خدا (ص) و قبيله بكر با قريش هم پيمان بودند.
همچنين از دير باز عبدالمطلب و قبيله خزاعه با يكديگر هم پيمان بودهاند كه عمرو بن سالم «٢» با اشاره به آن چنين سروده است:
«... پيمان قديمى پدر ما، و پدر او ...» پس از پيمان شكنى قريش، بديل در رأس تنى چند از مردان خزاعه به منظور بيان ستمهاى قريش به حضور پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد، و آن حضرت را در جريان رخدادها قرار داد و سپس مراجعت كرد. همين عهد شكنى قريش و تجاوز به قبيله خزاعه بود كه مقدمه فتح مكه قرار گرفت. «٣» جريان درگيرى ميان قبيله خزاعه و بنى بكر از اين قرار بود كه مردى از بنى بكر به رسول خدا (ص) دشنام داد، اين ناسزا گويى را يكى از غلامان خزاعه شنيد و ضمن درگير شدن با او سرش را زخمى كرد. در اثر آن بنى كنانه با كمك قريش خزاعه يورش بردند، بديل بن ورقاء جريان را به اطلاع پيامبر (ص) رساند. «٤»