سرداران صدر اسلام(ج8) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢
از بزرگان عراق «١» خيره شود. اكنون مهمترين تلاشهاى سياسى سليمان را به ترتيب وقوع تاريخى آنها يادآور مىشويم:
الف. بيعت با حضرت على (ع):
مسلمانان پس از مرگ عثمان (٣٥ ه) نزد حضرت على (ع) آمدند و حضرتش را به خلافت برگزيدند. سليمان نيز با امام بيعت كرد. «٢» فرمانبرى و پشتيبانى بزرگ قبيله، در ميان اعراب به منزله اعلام حمايت تمام افراد قبيله به حساب مىآمد.
اين ويژگى در ميان آنان ريشه در دوران قبل از اسلام داشت و پس از اسلام نيز در تار و پود ذهن بيشتر مردم آشيانه كرده بود. سليمان در آن زمان پيرمردى (٦٣ ساله) بود كه قبيله خزاعه به چند دليل از او پيروى مىكرد:
١. سنّ زياد و تجربه فراوان او ٢. پيشگامى در پذيرفتن اسلام ٣. از اصحاب و ياران پيامبر بودن ٤. از مهاجران صدر اسلام بودن ٥. زهد و پاكى او ب. حكميّت:
سليمان در جنگ صفّين كه فرماندهى جناح چپ پياده نظام سپاه امام على (ع) را بر عهده داشت، پس از نيرنگ سياسى عمر و عاص (مشاور حيله گر معاويه) در اعلام داورى قرآن بر سر خلافت و پس از نوشته شدن عهد نامه متاركه جنگ بين طرفين، خدمت امير مؤمنان على (ع) شتافته، عرض كرد: اى امير مؤمنان! اگر ياورانى داشتى، هرگز اين طومار (عهد نامه) نوشته نمىشد.
امام، نگاهى به سليمان انداخت و چهره مجروح و خونين او را نگريست، آنگاه اين آيه را تلاوت كرد: