سرداران صدر اسلام(ج8)

سرداران صدر اسلام(ج8) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٢

فرمود: دوستدار ما، دوست خداست. زمانى كه دوست خدا از دنيا برود، خداوند وى را در مقام قرب خويش جاى مى‌دهد و او را از نهرى خنك‌تر از يخ و شيرين‌تر از عسل و نرمتر از كره، سيراب مى‌كند.
گفتم: پدر و مادرم فدايت باد! هر چند گناهكار باشد؟
فرمود: آرى، هر چند گناهكار باشد. آيا در قرآن نخوانده‌اى: «خداوند گناهان آنها را به حسنات تبديل مى‌كند و خدا آمرزنده و مهربان است.» «١» اصبغ! دوستدار ما چون خدا را ملاقات كند و به اندازه كف روى دريا و شمار ريگها گناه داشته باشد، خداوند- اگر بخواهد- در مى‌گذرد. «٢» ه. بر بالين امام على (ع):
اصبغ نه تنها راوى خوبى است، بلكه علاوه بر نقل روايت، در ميدان عمل نيز همت والايى دارد و از روايت در جهت رشد شخصيت معنوى خود بهره جسته است.
احاديثى كه از امير مؤمنان على عليه السلام مى‌شنيد نه تنها در حافظه‌اش ثبت مى‌شد، بلكه در عمق جانش نفوذ كرده، او را انسانى وارسته و عاشق اهل بيت (ع) ساخت.
ماجرايى از قول اصبغ نقل شده كه گواهى، روشن بر اين مطلب است و مى‌توان از آن به عنوان نمونه‌اى آشكار از تجسم مضمون حديث قبل در زمينه شخصيت معنوى وى ياد كرد. ماجرا از اين قرار است:
اصبغ مى‌گويد: وقتى ابن ملجم كه لعنت خدابراو باد، اميرمؤمنان على‌ابن‌ابى‌طالب عليه‌السّلام به ضرب شمشير مسموم و مجروح ساخت و آن حضرت در خانه خود بسترى گرديد، صبحگاهان من و حارث همدانى و سُوَيد بن غفلة با گروهى از اصحاب به طرف خانه على (ع) به راه افتاديم. وقتى به در خانه آن حضرت رسيديم، نشستيم،