سرداران صدر اسلام(ج8)

سرداران صدر اسلام(ج8) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٩

به عزره گفت:
«يا عَزْرَةُ فَإِنى لَكَ مِنَ النَّاصِحينَ أَنْشَدُكَ اللَّهُ يا عَزْرَةُ أَنْ تَكُونَ مَنْ يُعينُ‌الضَّلالَ عَلى قَتْلَ النُّفُوسِ الزَّكِيَّةِ. قالَ: يا زُهَيْرُ ما كُنْتَ عِنْدَنا مِنْ شيعَةِ أَهْلِ هذَا الْبَيْتِ إِنَّما كُنْتَ عَثْمانِيّاً قالَ أَفَلَسْتَ تَسْتَدِلُّ بِمَوْقِفى‌ هذا أَنى مِنْهُمْ» «١» اى عزره از خدا بترس، من خيرخواه توام، تو را به خدا از جمله كسانى مباش كه گمراهان را براى كشتن نفوس پاك كمك مى‌كنند. عزره گفت:
اى زهير! تو در نزد ما از شيعيان اين خاندان نبودى بلكه از هواداران عثمان بودى زهير گفت: اينجا بودنم را دليل نمى‌گيرى كه از شيعيان اين خاندان هستم؟
و نيز طبرى از ابو مخنف نقل مى‌كند: كثير بن عبدالله شعبى كه هنگام كشته شدن امام حسين عليه السلام حضور داشت مى‌گويد: وقتى به طرف حسين حمله برديم «زهير بن قين» بر اسب خويش كه دمى پر موى داشت با سلاح تمام آمد و گفت: اى مردم كوفه! از عذاب خدا بترسيد، اندرز مسلمان بر برادر مسلمان لازم است. ما و شما تا زمانى كه شمشير در ميان نيامده برادريم ما و شما در يك اجتماعيم و دين ما يكى است؛ اما چون به روى هم شمشير كشيم همبستگى از ميان مى‌رود و به دو امّت تقسيم مى‌شويم. خدا ما و شما را به بازماندگان پيغمبر خويش امتحان مى‌كند كه چگونه عمل مى‌كنيم بنابراين ما شما را به يارى آنها دعوت مى‌كنيم تا از پشتيبانى عبيدالله بن زياد طغيانگر دست برداريد، زيرا در دوران حكومت آنها جز فساد و تباهى نخواهيد ديد، اينان كسانى‌اند كه بر چشمان شما ميل مى‌كشند و دست و پايتان را قطع مى‌كنند، و اعضاى بدنتان را