سرداران صدر اسلام(ج8)

سرداران صدر اسلام(ج8) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٠

مشرق و خواه سوى مغرب. به خدا سوگند ما از فرمان الهى سرپيچى نخواهيم كرد واز تقدير و سرنوشتى كه او براى ما معين كرده است فرار نمى‌كنيم و به لقاى حق شتافتن براى ما آن زمان كه با بينش ونيت پاك باشيم، دشوار و ناخوشايند نيست؛ ما دوست هستيم با كسى كه دوستدار شما باشد و دشمن كسى هستيم كه دشمن شما باشد. «١» شركت درماموريتى خطير عمربن سعد روز هفتم محرم سال ٦١ ه به دستور ابن زياد، راه آب را بر امام حسين عليه‌السلام و اهل بيت و يارانش بست و بدين منظور، واحدى از سپاه خود را به فرماندهى عمروبن حجاج دركنار فرات گماشت.
آن روز در خيمه هاى امام حسين (ع) آب تمام شده بود. جوانان و بزرگسالان قويدل، بالبانى خشكيده از عطش در آن هواى گرم و سوزان مقاومت مى‌كردند.
حميدبن مسلم مى‌گويد:
وقتى تشنگى برامام حسين (ع) ويارانش چيره شد، برادر خويش عباس را طلبيد و او را مامور ساخت تا به همراهى سى سوار و بيست نفر پياده مشك در دست داشته باشند، به طرف فرات بروند و مشكها را پر از آب كرده و به خيمه‌ها بياورند.
آنها شبانگاه به سوى فرات به راه افتادند، در حالى كه نافع بن هلال جملى، پرچمدارشان پيشاپيش همه در حركت بود.
عمرو بن حجاج «فرمانده نگهبانان آب» كه تنها متوجه آمدن نافع شده بود چون او جلوتر از ديگران خود را به ساحل فرات رسانده بود پرسيد: كيستى؟ نافع خود را معرفى كرد. سؤال كرد براى چه بدين جاى آمده‌اى؟ نافع گفت: آمده‌ايم‌