سرداران صدر اسلام(ج8)

سرداران صدر اسلام(ج8) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣١

در كربلا كه نقشى اساسى در شهادت امام ويارانش داشت) و سران محلّه‌ها و بزرگان قبيله‌ها نيز بودند، به سزاى جنايتهايشان برسانند. اما سليمان خواستار حركت به سوى شام بود. از اين رو، به نيروهايش گفت: ... آن كه يار شما (امام حسين عليه السلام) را كشت و سپاه سوى او فرستاد ... اين فاسق ... عبيدالله بن زياد بود. با نام خدا به طرف دشمنتان حركت كنيد. اگر به يارى خدا بر او پيروز شديد، اميدواريم كسانى كه پس از او هستند، نيروى كمترى داشته باشند و اميد هست كه اين افراد از مردم شهرتان نيز تسليمتان شوند كه هر كس در خون حسين (ع) شركت داشته، بكشيد و به زحمت نباشيد و اگر به شهادت رسيديد با منحرفان جنگ كرده‌ايد ... از خدا خير خواهيد و حركت كنيد. «١» كاروان رزمندگان توّابين آماده حركت شدند. سليمان باز هم براى نيروهايش به سخنرانى پرداخت و چنين گفت:
اى مردم! خدا مى‌داند كه نيّت شما چيست و به طلب چه بيرون آمده‌ايد ...
بازرگان آخرت سوى آن مى‌شتابد و در طلب آخرت مى‌كوشد و آن را به چيزى نمى‌فروشد. پيوسته در قيام، قعود، ركوع و سجود است ... در اين سفر در دل شب نماز بسيار بخوانيد. در هر حال و با هر كار خيرى كه در قدرت شماست، به خدا تقرّب جوييد، تا با اين دشمن منحرف ستمگر ... پيكار كنيد. شما در پيشگاه خدا وسيله‌اى نداريد كه ثواب آن ازجهاد و نماز بزرگتر باشد كه جهاد گُل سر سبد اعمال است. خدا ما و شما را در شمار بندگان صالح جهادگر خويش قرار دهد، كه در سختيها صبور باشيم. امشب ازاين منزل حركت مى‌كنيم. ان شاء اللّه. «٢» سيماى مشاوران نظامى سليمان: پيش از آنكه از پادگان نخيله خارج‌