سرداران صدر اسلام(ج8) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٤
آنان گفتند: به خدا اگر منتظر فرمان امام نبوديم، همين حالا حمله مىكرديم. تو، از ما خيالت راحت باشد و از ما مطمئن باش.
حبيب در حق آنان دعا كرد و گفت: بياييد به كنار خيمه بانوان برويم و به آنان اطمينان خاطر بدهيم.
همه آمدند. حبيب گفت: اى دختران پيامبر و اى حرم رسول الله! اينان جوانان فداكار شما و اينها شمشيرهاى برّانشان است و همه سوگند ياد كردهاند كه اين شمشيرها را به غلاف نسپارند مگر در گردن دشمنان شما قرار داده باشند و اين نيزههاى بلند و تيز، در اختيار غلامان شماست و آنها را در قلب دشمن شما فرو خواهند برد در اين هنگام يكى از بانوان گفت: اى پاك مردان! از دختران پيامبر و از زنان خاندان امير مومنان دفاع كنيد.
سخن اين بانو دل همه را لرزاند و همه با صداى بلند گريه كردند. «١» پيكار، اسارت و شهادت نافع روز عاشورا به هنگام شروع نبرد در حالى كه اصحاب يك به يك يا چند تن به همراه هم به ميدان شتافته و شجاعانه مىجنگيدند و از كشتهها پشته مىساختند، عده ديگرى از آنان به دفاع از امام پرداخته، لحظهاى فرصت سوء استفاده به دشمن نمىدادند.
ابو مخنف به نقل از ثابت بن هبيرة مىگويد:
وقتى عمرو بن قرظة الانصارى (يكى از ياران ابا عبدالله (ع)) به شهادت رسيد، برادرش على (كه جزو لشكريان عمر بن سعد بود) از اين امر آگاه شد و