سرداران صدر اسلام(ج8) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩١
آنها را از حضرت على عليهالسلام روايت نموده است به جز دو مورد كه بطور مشترك از امير مومنان وامام حسن مجتبى (ع) نقل كرده است. «١» عهدنامه مالك اشتر كه طولانىترين نامه امام على (ع) مىباشد بطورى كه بعضى، از آن به عنوان كتاب ياد مىكنند و نيز وصيت آن حضرت به فرزندش محمد حنفيه به روايت اصبغ است و همو يكى از راويان احاديثى است كه خبر از شهادت حسين بن على (ع) مىدهد. «٢» روشن است، علوم و رواياتى كه اصبغ در سينه داشت، از محضر مبارك امير مؤمنان على عليهالسلام فرا گرفته بود.
اودر كنار شادگرانى همچون حارث اعور، ابو الطُفيل عامر بن واثله و ... از علم و دانش آن حضرت بهره مىجست. «٣» د. دوستى اهل بيت (ع):
روايات فراوانى در ابعاد گوناگون از اصبغ نقل شدهاست. ما براى نمونه يك روايت اخلاقى را كه به صورت داستانى در زمينه دوستى اهل بيت (ع) است مىآوريم:
اصبغ بن نباته مىگويد: به منظور زيارت و عرض ادب راهى خانه امير مومنان على (ع) شدم. چون رسيدم، به انتظار نشستم. حضرت تشريف آوردند. به احترامش ايستادم. سلام گفتم. امام (ع) پس از پاسخگويى، دست خود را از روى محبت و دوستى بر كفم كوبيد و آن گاه انگشتان خود را در لابلاى انگشتانم جاى داد؛ سپس فرمود: اى اصبغ بن نباته! گفتم: در خدمتم، فرمانبردارم اى امير مؤمنان!