سرداران صدر اسلام(ج8) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٤
جنگ شعله ور شده بود. بيشتر ياران سليمان در طول سه روز نبرد به شهادت رسيده بودند. شما را اندكى از آن شلحشوران نيز كه دلاورانه با دشمن مىجنگيدند، زخمهاى فراوانى بر بدن داشتند.
سليمان براى در هم شكستن حلقه محاصره از اسب پياده شد و به ياران خود بانگ زد:
«اى بندگان خدا! هر كه مىخواهد زودتر به پيشگاه خدا رود و از گناه خويش توبه كند و به پيمان خويش وفا كند، سوى من آيد.» «١» «اى پيروان خاندان محمد (ص)، اى كسانى كه خواستار خونخواهى فرزند شهيد فاطمه (ع) هستيد، مژده باد به شما، به كرامت خداوند. پس سوگند به خدا كه بين شما و بين شهادت و ورود به بهشت به آسودگى از اين دنيا فاصله اى نيست مگر جدايى جانهايتان و توبه و وفا كردن به پيمان خود.» «٢» آنگاه نيام شمشير خود را شكست. بسيارى با او پياده شدند و نيام شمشيرها را شكستند و به همراه سليمان پياده با دشمن به نبرد پرداختند. سواران توّابين نيز به سواران دشمن حمله بردند. بسيارى از سربازان شام كشته و زخمى شدند.
حصين بن نمير وقتى دلاورى و شكيبايى توّابين را ديد، به تيراندازان دستور داد كه توّابين را هدف گيرند. سواره نظام و پياده نظام دشمن، توّابين را در محاصره قرار داده بودند و هر لحظه حلقه محاصره را تنگتر مىكردند. يزيد بن حصين تيرى به سوى سليمان انداخت كه او را نقش بر زمين كرد. «٣» سليمان در آخرين لحظههاى زندگى خود به ياد سخن پيشوايش، امام